یاران عاشق درس یازدهم فارسی
1-بیا عاشقی را رعایت کنیم / ز یاران عاشق حکایت کنیم
واج آرایی: آ، ع /
بازگردانی: بیا راه و رسم عاشقی را به جای آوریم و عشق را گرامی بداریم واز دوستان عاشق پیشه (آزادگان و شهیدان) سخن بگوییم.
2-از آن ها که خونین سفر کرده اند / سفر بر مدار خطر کرده اند
مدار: جای دور زدن و گردیدن / واج آرایی: ر / خونین، سفر کردن: کنایه از شهید شدن / سفر بر مدار خطر کردن: کنایه از به جان خریدن خطرات عشق (شهادت)
بازگردانی: از آنانی سخن بگوییم که در راه عشق جان باختند و خطرها را با جان و دل پذیرفتند و جان فشانی کردند.
3-از آن ها که خورشید فریادشان / دمید از گلوی سحر زادشان
دمیدن : طلوع کردن / سحر زاد: زاییده سحر / خورشید فریاد: اضافه تشبیهی / گلوی سحرزاد: تشخیص / فریاد، گلو: تناسب / خورشید، سحر: تناسب / سحر زاد: کنایه از نورانی و معنوی / واج آرایی: ش
بازگردانی: از آن هایی بگوییم که فریاد روشنگرانۀ همچون خورشیدشان از وجود (گلوی) پر از امید و روشنی بخششان بیرون می آید.
4-چه جانانه چرخ جنون می زنند / دف عشق با دست خون می زنند
جانانه: با همه وجود، از ته قلب، عاشقانه / چرخ جنون: رقص عاشق وار، رقص درویشانه / دف عشق: اضافه تشبیهی (تشبیه فشرده، ) / دست خون : دست خونین، کنایه از شهادت / دف: ساز کوبه ای / چرخ زدن و دف زدن: کنایه از شادی کردن / مصرع دوم کنایه از عاشقانه جان باختن / واج آرایی: « ن» و «ج » / دف عشق با دست خونین زدن: کنایه از جان فشاری همراه با شادی
بازگردانی:چه عاشقانه به دنبال شوریدگی و رقص مرگ بودند و با از خود گذشتگی و جانفشانی، صدای عشق را به گوش همگان می رسانند و با دست خونین، دف عشق نواختند. (شادمانه و عاشقانه به سوی شهادت می روند)
5-به رقصی که بی پا و سر می کنند / چنین نغمه عشق سر می کنند
پا، سر : تناسب / نغمه: آواز / نغمه عشق: اضافه تشبیهی / سر کردن: سردادن و آواز خواندن / بی پا و سر رقص کردن: کنایه از با همه وجود رقصیدن، متناقض نما / رقص، نغمه، پا، سر: تناسب
بازگردانی: با همۀ هستی خود رقص مرگ را آغاز می کنند و با شادی از عشق و شهادت سخن می گویند.
6-هلا منکر جان و جانان ما / بزن زخم انکار برجان ما
هلا: آگاه باش / زخم : ضربه / منکر: انکار کننده / زخم انکار: اضافه تشبیهی( فشرده) / منکر، انکار: اشتقاق / جانان: دلبر / واج آرایی: ج، ن ، ا
بازگردانی: ای کسی که دلبر ما (خدا) را انکار می کنی وعشق ما را نمی پذیری، جراحت انکار را بر جان ما بزن (با انکار و نپذیرفتن چنین عشقی وجود ما را می آزاری ولی ما این انکار را مرهمی التیام بخش می دانیم و آزرده نمی شویم)
7-بزن زخم، این مرهم عاشق است / که بی زخم مردن غم عاشق است
مرهم: التیام دهنده، دارویی که روی زخم گذارند / مرهم بودن زخم: متناقض نما / تشبیه: زخم مثل مرهمی برای عاشق است / تکرار(واژه آرایی): زخم،عاشق / که: زیرا که
بازگردانی: با انکار خود به ما زخم بزن و وجودم را بیازار که این انکار همانند مرهمی، دردهایمان را درمان می کند؛ زیرا عاشقی (آزاده ای) که در راه عشق رنج نبیند و بدون آسیب بمیرد غم بزرگی برایش به شمار می آید.
8-مگو سوخت جان من از فرط عشق/ خموشی است هان، اولین شرط عشق
فرط،: شدت،فراوانی / فرط، شرط: جناس / تکرار(واژه آرایی): عشق / جان وهان: جناس / جان سوختن: کنایه از رنج کشیدن / خموش: ساکت بودن
بازگردانی: اعتراض نکن از این که از شدت عشق، جانت در رنج است. آگاه باش که نخستین شرط عشق، خاموشی و سکوت است.
9-ببین لاله هایی که در باغ ماست / خموشند و فریادشان تا خداست
بازگردانی: نگاه کن که این شهیدان که در کشور ما در خاک خفته اند، سخنی نمی گویند، اما راهشان همیشه ادامه دارد و فریادشان تا بی نهایت شنیده می شود.
لاله هایی : استعاره از شهید / باغ: استعاره از میهن و سرزمین / لاله، باغ: تناسب / خاموش بودن و رسیدن فریاد تا خدا: متناقض نما / لاله ها خموشند و فریاد می زنند: جانبخشی / فریاد تا خدا بودن : کنایه از بی نهایت، اغراق
10-بیا با گل لاله بیعت کنیم / که آلاله ها را حمایت کنیم
بازگردانی:بیایید با عاشقان و شهیدان پیمان ببندیم تا راهشان را ادامه دهیم و و از آن ها و آرمان هایشان پشتیبانی کنیم.
آلاله: شقایق، لاله وحشی / بیعت کردن: پیمان بستن / لاله،آلاله: نماد شهید / واج آرایی «ل» و «ا»
دلتون دراین ایام کرونایی خدایی و نورانی.
هدف از این وبلاگ: آموزش زبان وادبیات فارسی متوسطه برای دانش اموزان عزیزم و تذکار این مطالب جهت همکاران ارجمندم. «فارسی را پاس می داریم ،زیرا گفته اند/قدر زر،زرگر شناسد،قدر گوهر،گوهری»