معنی روان  فارسی یازدهم

 

درس_اول_فارسی_یازدهم


#درس_اول_فارسی_یازدهم

✳️اهداف درس :
◀️قلمرو زبانی : آشنایی با رابطه های معنایی چهارگانه
◀️قلمرو ادبی : تشخیص آرایه "کنایه" و "جناس "
◀️قلمرو فکری : آشنایی با ادبیات تعلیمی .
تقویت مهارت درک و فهم پیام شعر
✳️روش تدریس پیشنهادی :
◀️روش ایفای نقش
◀️روش روشن سازی طرز تلقی
◀️روش همیاری

💢 کلیات :
این حکایت از باب دوم کتاب «بوستان سعدی» انتخاب شده است.
◀️نوع  : ادبیات تعلیمی
◀️لحن : روایی
◀️قالب:مثنوی

💢تحلیل بر اساس سه قلمرو 💢

◀️بیت 1
یکی روبهی دیدبی دست وپای
فروماند درلطف وصنع خدای

🛑قلمرو زبانی:
فروماندن :  متحیر شدن
لطف: مهربانی، احسان
صنع: آفریدن، آفرینش
تناسب : دست و پا

🛑قلمرو فکری:
فردی  روباهی  بی دست وپا  بدید و از این آفرینش خداوند تعجب کرد .

بیت 2

که چون زندگانی به سرمی برد؟
بدین دست وپای ازکجامی خورد؟

🛑قلمروزبانی:
چون: ادات پرسش : چگونه
بدین : بااین
تناسب : دست و پا

🛑قلمرو ادبی:
کنایه -به سربردن = گذراندن زندگی
🛑قلمرو فکری:
بیت اول و دوم موقوف المعانى هستند .  
◀️ این روباه چگونه زندگی خودرامی گذراندوبا این بی دست وپایی چگونه خوراک خود  رابه دست می آورد?

بیت 3
دراین بود درویش شوریده رنگ
که شیری برآمدشغالی به چنگ

🛑قلمرو زبانی:
شوریده : ،پریشان  
شوریده رنگ : آشفته حال
تناسب : شیر و شغال

🛑قلمروادبی:
کنایه :
به چنگ آوردن : شکارکردن

🛑قلمروفکری:
آن فرد از این حالت روباه آشفته و پریشان بود ; که شیری آمد در حالی که شغالی در دست داشت .

بیت 4
شغال نگون بخت راشیرخورد
بماندآنچه،روباه ازآن سیرخورد

🛑قلمرو زبانی:
نگون بخت:بدبخت ،بیچاره
تناسب : شیر ، شغال ، روباه

🛑قلمرو ادبی:
جناس : شیر و سیر

🛑قلمرو فکری:
شیر،شغال بدبخت  راخوردو آنچه که از شغال باقی ماندغذای روباه شد.

بیت 5
دگرروز باز اتفاق اوفتاد
که روزی رسان قوت روزش بداد

🛑قلمرو زبانی:
اوفتاد: افتاد
روزی رسان:خداوند
قوت : رزق ، خوراک .
🛑قلمرو فکری
روز دیگر نیز خداوند با اتفاقی غذای روباه را فراهم کرد .

بیت 6
یقین،مرد را دیده بیننده کرد
شدوتکیه برآفریننده کرد

🛑قلمرو زبانی:
شد: رفت
بیننده : با خبر ، آگاه ،

🛑قلمرو ادبی:
تناسب : دیده وبیننده:
کنایه :  بيننده کردن = آگاه کردن
تکیه کردن = توکل کردن

🛑قلمرو فکری:
برای این بیت دو معنا  متصور است :
✅ الف -  یقینا مرد با چیزی که دیده بود به قدرت و توانایی خداوند ایمان آورد .   آگاه شد و به قدرت خداوند پی برد
 ✅ب - یقین وایمان به خداوندچشم دل مرد را باز کرد.

 بیت7
کزین پس به کنجی نشینم چومور
که روزی نخوردند پیلان به زور

🛑قلمرو زبانی:
نشینم:می نشینم ،مضارع اخباری
پیل: فیل،
کزین:مخفف که ازاین،
که :زیرا


🛑قلمرو ادبی:
جناس : مور و زور
تشبیه : چو مور
تضاد : پیل ومور
 نماد : پیل ،  بزرگی وقدرت
مور ، ضعف وناتوانی
کنایه : چو مور بودن =  ناتوانی در انجام دادن کاری
به کنجی نشستن = تلاش نکردن

🛑قلمرو فکری:
وقتی فیل وقدرتمندان روزی خودرابا زور نتوانستندبه دست بیاورند. من نیز  مانند مورچه ای ناتوان در گوش ای می نشینم .

️بیت 8
زنخدان فروبرد چندی به جیب
که بخشنده روزی فرستده ز غیب

🛑قلمرو زبانی
زنخدان:چانه،
جیب: گریبان،یقه، (با فتحه اول )
غیب : پنهان .

🛑قلمرو ادبی :
جناس : جیب و غیب
کنایه : مصراع اول کنایه از =
     تلاش نکردن ، بیکار ماندن  

🛑قلمرو فکری :
مدتی هیچ تلاش و کوششی نکرد به این امید که خداوند روزی او را می رساند .  








بیت 9
نه بیگانه تیمارخوردش نه دوست
چو چنگش رگ واستخوان ماند و پوست

🛑قلمرو زبانى :
جهش ضمیر:  «ش» در «خوردش»
مربوط به « تیمار» است . (مصاف الیه )
چنگ:نوعی ساز که سر آن خمیده است و تارها دارد .
تیمار:غم، غصه ،

🛑قلمروادبی:
تضاد : بیگانه و دوست
تناسب : رگ،استخوان ، پوست
کنایه : تیمارکسی خوردن ،به فکرکسی بودن،
تشبیه:شخص به چنگ
ایهام :  در واژه « چنگ »
     الف :نوعی ساز
      ب :  پنجه
واج آرایی  «ن»

🛑قلمروفکری:
هیچ کسی از دوست و غریبه به فکر اونبود. و مثل ساز  ضعیف و نحیف شده بود .

بیت 10
چوصبرش نماند از ضعیفی وهوش
       زدیوار محرابش آمدبه گوش

🛑قلمروزبانی
چو:وقتی که
صبرش نماند:صبرش تمام شد .
جهش ضمیر «ش» در واژه  «محراب »مربوط به واژه «گوش» است. ( مضاف الیه )

🛑قلمرو ادبی:
جناس : هوش وگوش
 
🛑قلمروفکری:
وقتی از شدت  ضعف وناتوانی صبرش تمام شد .  ندایی ازعالم غیب شنید.

بیت 11
بروشیردرّنده باش ای دغل
مینداز خودراچو روباه شل

🛑قلمروزبانی:
دغل:حیله گر،فریبکار
شل: دست و پای از کار افتاده

🛑قلمرو ادبی:
تشبیه:
 الف - به شیردرنده  ب - روباه شل
نماد : شیر، نمادقدرت و شجاعت  
در اینجا : مستقل بودن .
روباه شل :نماد تنبلی،وابستگی

🛑قلمروفکری
ای مردحیله گر، مانند شیر باش (به دیگران وابسته نباش) و خودت را مانند روباه بی دست و پا ، نشان نده

بیت 12
چنان سعی کن کز تو ماند چو شیر
چه باشی چو روبه به وامانده سیر؟

🛑قلمرو زبانی:
وامانده: پس‌مانده، باقی مانده
سعی: کار، تلاش

🛑قلمروادبی:
 جناس : شیر و سیر
تشبیه : چو شیر ، چو روباه
واج آرایی : «چ»


🛑قلمروفکری:
به گونه ایی  زندگی کن که مانندشیر از شکارتو پس‌مانده ای برای دیگران باقی بماند . نه این که مانندروباه ازپس‌مانده‌  شکاردیگران غذا خود را به دست آوری .

بیت 13
بخورتاتوانی به بازوی خویش
که سعیت بود درترازوی خویش

🛑قلمروزبانی:
 بخور : استفاده کن .

🛑قلمرو ادبی:
مجاز : بازو = قدرت و توانایی
      سعی =  دسترنج، حاصل ،
کنایه : مصراع دوم (که سعی ات بوددرترازوی خویش) کنایه ازاین که نتیجه تلاش و کوشش خود را خواهی دید .
تلمیح به آیات :
« ان لیس للانسان الا ماسعی»
 «ان سعیه سوف یری »

🛑قلمروفکری:
ازقدرت و نیرو خودت بهره بگیر.  حتما از نتیجه این تلاش و کوشش بهره مند خواهى شد.  


بیت 14
بگیرای جوان دست درویش پیر
نه خود را بیفکن که دستم  بگیر

🛑قلمروزبانی
درویش: فقیر، تهیدست .

🛑قلمروادبی:
کنایه : دست گرفتن= یاری کردن  
خودرا افکندن =  خود را ناتوان نشان دادن .

🛑قلمروفکری:
ای جوان بایدبه درماندگان وناتوانان کمک کنی نه این که خودت رابه ناتوانی بزنی که دیگران به توکمک کنند.

بیت 15
خدا را برآن بنده بخشایش است
که خلق ازوجودش درآسایش است

🛑قلمروادبی:
بیت تمثیل  دارد .
تناسب : خدا، خلق، بخشایش ، بنده
واج آرایی : «ش»  «ا»
تلمیح به حدیث :
 «المسلم من سلم المسلمون من لسانه ویده »

🛑قلمروفکری:
خداوند نسبت به آن بنده  لطف وبخشش داردکه دیگران از وجود او درآسایش وراحتی باشند .

بیت 16
کرم ورزد آن سر که مغزی دراوست
که دون همتانند بی مغز و پوست

🛑قلمروزبانی:
کرم:بخشش،لطف
دون همتان: افرادپست، فرومایگان
ورزد:  می ورزد مضارع اخباری

🛑قلمرو ادبی:
◀️مجاز :
            سر =کل وجود
           مغز =فکر و اندیشه    
             پوست = ظاهر
تضاد : پوست ومغز

🛑قلمرو فکری:
انسان های داناوعاقل بخشنده هستند زیراانسان های پست وفرومایه عقل وخردی ندارندوفقط ظاهرند.

◀️بیت 17
کسی نیک بیند به هردو سرای
که نیکی رساند به خلق خدای

🛑قلمرو زبانی:
دو سرا: دنیا و آخرت
بیند:می بیند،مضارع اخباری
🛑قلمرو فکری :
کسی که به دیگران نیکی کند هم در این جهان هم در جهان آخرت نیکی می بیند .

مانا باشین