فارسی دهم
پرش (رقص)ضمیر چیست؟
یک گرایش زبانی مربوط به شعر قدیم فارسی است که ضمیر در جایگاه اصلی خود به کار نمی رود.
مثال:
1- گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق /ساکن شود بدیدم و مشتاق تر شدم
= گفتم او را ببینم مگر درد اشتیاقم...
2- عشقت رسد به فریاد، ار خود بسان حافظ / قرآن ز بر بخوانی در چهارده روایت
= عشق به فریادت رسد...
3- صنعت مکن که هر که محبت نه راست باخت / عشقش به روی دل در معنی فراز کرد
= عشق به روی دلش در معنی را فراز کرد (یعنی بست)
4- باغبانا ز خزان بیخبرت می بینم / آه از آن روز که بادت گل رعنا ببرد
= آه از آن روز که باد گل رعنایت را ببرد
5- طوطیی را به خیال شکری دل خوش بود / ناگهش سیل فنا نقش امل باطل کرد
= ناگه سیل فنا نقش املش را باطل کرد
حالا در ابیات یا مصراع های زیر پرش(رقص) ضمیر مشهود است.لطفاٌ ضمایر را در جایگاه اصلی خود قرار داده
نقش دستوری این ضمایر را بنویسید.
سواری پدید آمد از پشت سام/که دستانش رستم نهاده است نام
سواران جنگی همه همگروه/کشیدندم از چنگ آن لخت ِ کوه(رستم)
گرفتش در آغوش کاووس شاه/ز زالش بپرسید و از رنج راه
همی رخش را کرد بایدت زین
نکردش تباه از شگفتی ،جهان/همی بودنی داشت اندر نهان
همه تاجدارانش لشکر شدند
بپرسید و گفتش چه چیزی بگوی/بان گونه که ت هست بنمای روی(خوان چهارم)
برون آمد از خیمه ارژنگ دیو/چو آمد به گوشش خروش و غریو
سر و گوش بگرفت و یالش دلیر/سر از تن بکندش به کردار شیر
خروشیدن رخشم آمد به گوش /روان و دلم تازه شد زین خروش
ازآهنش ساعد از آهن کلاه
تهمتن ببردش به زاولستان/نشستن گهش ساخت در گلستان . نشستنگه:تخت
ستم دیده را پیش او خواندند/برِ نامدارانش بنشاندند
یزدانی باشین
هدف از این وبلاگ: آموزش زبان وادبیات فارسی متوسطه برای دانش اموزان عزیزم و تذکار این مطالب جهت همکاران ارجمندم. «فارسی را پاس می داریم ،زیرا گفته اند/قدر زر،زرگر شناسد،قدر گوهر،گوهری»