نمونه سوالات کنکور
نمونه سوالات کنکور /ادبیات فارسی عمومی پیش دانشگاهی تا درس 16
درس اول درآمدي بر تحميديه :
1- در بيت «هر که جز ماهي ز آبش سير شد/ هر که بي روزيست روزش دير شد». مفهوم «دوست» ، «ماهي» ، و «آب» به ترتيب در کدام گزينه آمده است؟ (سراسري 75)
1) عاشق – عشق 2) عارف – عقل 3) قانع – قناعت 4) معشوق – معرفت
2- کلمه ي «جان » در بيت تن زجان و جان ز تن مستور نيست / ليک کس را ديد جان دستور نيست . » در کدام نقش بکار نرفته است؟ (سراسري 75)
1) مسند 2) نهاد 3) متمم 4) مضاف اليه
3- بيت « تن زجان و جان ز تن مستور نيست / ليک کس را ديد جان دستور نيست» تکرار و تأکيد کدام بيت است ؟ (آزاد 72)
1) سر من از ناله من دور نيست / ليک چشم و گوش را آن نور نيست 2) هر کسي کاو دور ماند از اصل خويش / باز جويد روزگار وصل خويش 3) آتش است اين بانگ ناي و نيست باد / هر که اين آتش ندارد، نيست باد 4) محرم اين هوش جز بي هوش نيست / مرزبان را مشتري جز گوش نيست
4- کدام بيت مولوي با نظر «گوته» در بيت زير مطابقت دارد؟ (سراسري 77) «حافظا، مي خواهم هيچ کلامي را دوبار در قافيه نياورم، مگر آنکه با ظاهري يک سان معنايي جداگانه داشته باشد»
1) هر کسي کاو دور ماند از اصل خويش / باز جويد روزگار وصل خويش 2) روزها گر رفت، گو ناي رو باک نيست/ تو بمان اي آنکه چون تو پاک نيست 3) آتش است اين بانگ وفاي و نيست باد / هر که اين آتش ندارد نيست باد 4) تن زجان و جان زن تن مستور نيست / ليک کس را ديد جان دستور نيست
5- فعل هاي بيت «ني حديث راه پرخون مي کند/ قصه هاي عشق مجنون مي کند» کدامند؟(آزاد 77)
1) پر خون مي کند، مجنون مي کند 2) حديث مي کند، قصه مي کند 3) حديث مي کند، مي کند 4) مي کند، مي کند
6- کدام گزينه از بيت «محرم اين هوش جز بي هوش نيست/ مرزبان را مشتري جز گوش نيست» فهميده مي شود؟ (سراسري 78)
1) گوش براي ادراک سخنان زبان مناسب نيست 2) حقيقت عشق را تنها عاشق در مي يابد 3) هيچ کس توان درک حقيقت را ندارد 4) عاشق حقيقي پيوسته از بيان راز درون خود ، عاجز نيست
7- کدام گزينه را مي توان بيش از ديگر موارد، از نمونه هاي عالي و با شکوه تحميديه و مناجات ها در ادب فارسي به حساب آورد؟ (سراسري 78)
1) ثنا و سپاس و نيايش جلال الدين مولوي در مثنوي معنوي. 2) ستايش ها و نيايش هاي شاهنامه از زبان رستم در لحظه هاي حساس پيکار و نبرد 3) مناجات ها و نيايش هاي لطيف و زيباي نظامي در مثنوي هاي وي. 4) نيايش هاي شور انگيز وحشي بافقي در آغاز منظومه ي شيرين و فرهاد
8- کلمه ي «جان» در بيت «تن ز جان و جان ز تن مستور نيست / ليک کس را ديد جان دستوري نيست» در کدام نقش دستور نيامده است؟ (سراسري 78)
1) متمم 2) نهاد 3) مضاف اليه 4) مفعول
9- بيت «تن ز جان و جان ز تن مستور نيست/ ليک کس را ديد جان دستور نيست» تکرار و تأکيد کدام بيت است؟( آزاد 78)
1) محرم اين هوش جز بي هوش نيست/ مرزبان را مشتري جز گوش نيست 2) هر کسي از ظن خود شد يار من / از درون من نجست اسرار من 3) سر من از ناله من دور نيست / ليک چشم و گوش را آن نور نيست 4) جان و دل را طاقت آن جوش نيست / با که گويم، در جهان يک گوش نيست
10- بيت «هر کسي کاو دور ماند از اصل خويش / باز جويد روزگار وصل خويش » با کدام بيت ارتباط معنايي نزديکي دارد؟( آزاد 78)
1) هر کسي از ظن خود شد يار من / از درون من نجست اسرار من 2) هر که آيد به جهان ز اهل فنا خواهد شد / آن که پاينده و باقي است خدا خواهد بود 3) هر که آمد در جهان پر زشور/ عاقبت مي بايدش رفتن به گور 4) ما ز درياييم و دريا مي رويم / ما ز بالائيم و بالا مي رويم
11- مصراع «هر که بي روزي است روزش دير شد» با کدام گزينه تناسب معنايي دارد؟ (آزاد 78)
1) هر که پايان بين تر،او مسعودتر 2) هر که روزي بزاد و روزي بميرد 3) روز اميد بس دراز بود 4) کسي را که کاهل بود گنج نيست
12- در کدام گزينه متضاد وجود ندارد؟ (سراسري 79)
1) من به هر جمعيتي نالان شدم /جفت بد حالان و خوش حالان شدم 2) در نيابد حال پخته هيچ خام / پس سخن کوتاه بايد والسلام 3) همچون ني زهري و ترياقي که ديد /همچو ني دمساز و مشتاقي که ديد 4) سينه خواه شرحه شرحه از فراق / تا بگويم شرح درد اشتياق
13- کدام بيت نمايانگر اين مفهوم است. «ني هم زهر است و هم پادزهر»؟(آزاد 79)
1) همچو ني زهري و ترياقي که ديد / همچو ني دمساز و مشتاقي که ديد 2) آتش است اين بانگ ناي و نيست باد / هر که اين آتش ندارد، نيست باد 3) ني حديث راه پرخون مي کند/ قصه هاي عشق مجنون مي کند 4) ني حريف هر که از ياري بريد / پرده هايش پرده هاي ما،دريد
14- در مصرع «محرم اين هوش جز بي هوش نيست» مقصود شاعر از «بي هوش» کيست؟ (آزاد 79)
1) معشوق 2) بي خرد 3) عاشق 4) بي توجه 15- معناي مصرع، «محرم اين هوش جز بي هوش نيست» کدام گزينه است؟ (آزاد 80) 1) افرادي هوش بهره اي از عشق ندارند 2) عاشق هم به حقيقت عشق دست نمي يابد 3) تنها عاشقان محرم اسرار خدانيد 4) فقط شوريدگان ، حقيقت عشق را در مي يابند 16- مصراع «ني» حريف هر که از ياري بريد» با کدام مفهوم معادل است؟(آزاد 80) 1) نغمه هاي ني همدم هر عاشق هجران ديده است 2) نغمه هاي ني به عاشق هجران ديده آرامش نمي بخشد 3) آواي ني، داغ عشق را تازه مي کند 4) نغمه ي ني ، گل عشق را در دل عاشق مي پژمرد 17- مفهوم بيت : « سينه خواهم شرحه شرحه از فراق / تا بگويم شرح درد اشتياق» کدام است؟ (آزاد 80) 1) دل دردمندان ، مشتاق ديدار معشوق است 2) کسي درد فراق را درک مي کند که از درد اشتياق فارغ باشد 3) براي بيان درد فراق آرزومند ديدار معشوقم 4) هجران کشيده اي مي خواهم تا درد آرزومندي وصال خود را بيان کنم 18- در همه ي ادبيات به جز بيت ... کلمه اي وجود دارد که به شيوه نمادين و تمثيلي بر عاشق و عارف واصل دلالت مي کند(سراسري 81) 1) در نيابدحال پخته هيچ خام / پس سخن کوتاه بايد والسلام 2) سينه خواهم شرحه شرحه از فراق / تا بگويم شرح درد اشتياق 3) محرم اين هوش جز بي هوش نيست/ مرزبان را مشتري جز گوش نيست 4) هر که جز ماهي ز آبش سير شد / هر که بي روزي است روزش دير شد 19- مفهوم بيت « سرمن از ناله من دور نيست / ليک کس را ديد جان دستور نيست» با کدام گزينه متناسب است؟ (سراسري 81) 1) حال من اکنون برون از گفتن است / اين چه مي گويم نه احوال من است 2) اي گل فروش ، گل چه فروشي به جاي سيم / وز گل عزيزتر چه ستاني به سيم گل 3) گفت آن يار کزو گشت سردار بلند / جرمش اين بود که اسرار هويدا مي کرد 4) رنگين سخنان در سخن خويش نهان اند / از نکهت خود نيست به هر حال جدا گل 20- معناي کدام کلمه نادرست است؟ (آزاد 83) 1) نفير: نفرت و بيزاري 2) نزهت : خوشي و خرمي 3) ..... : خوردني اندک 3) مورب : کج 21- در کدام گزينه آرايه ي «جناس» به کار رفته است؟ (آزاد 83) 1) هر کسي از ظن خود شد يار من / از درون من نجست اسرار من 2) تن ز جان و جان ز تن مستور نيست / ليک کس را ديد جان دستور نيست 3) همچو ني زهري و ترياقي که ديد؟ / همچو ني دمساز و مشتاقي که ديد؟ 4) ني حديث راه پر خون مي کند / قصه هاي عشق مجنون مي کند 22- بيت « هر کسي کو دور ماند از اصل خويش / باز جويد روزگار وصل خويش » با کدام گزينه قرابت معنايي دارد؟ (آزاد 83) 1) هر کسي بر خلقت خود مي تند 2) تا ريشه در آب است اميد ثمري هست 3) هر کسي آن کند کزو شايد 4) باز گردد به اصل خود هر چيز 23- مفهوم «محرم اين هوش جز بي هوش نيست» چيست؟ (آزاد 83) 1) سرمستي و بي هوشي آدمي را از درک حقيقت باز مي دارد 2) فقط عاشقان محرم اسرار الهي اند 3) تنها عاشق محرم اسرار عشق و درک حقيقت آن است 4) نيروي تفکر از فهم اسرار الهي عاجز است
درس دوم - مناجات درس سوم - درآمدي بر ادبيات حماسي
24- در عبارت «پروردگارا، مگذار که صولت خشم، حصار بردباري مرا در هم شکند و حمله حسد، منائت فطرت مرا به خفت و مذلت بکشاند. از خصلت طمع که دنائت آورد و از لجاج شهرت که پرده ي عصمت چاک زند، به تو پناه مي آورم » املاي کدام کلمه ، غلط است. (سراسري 75)
1) دنائت 2) فطرت 3) مذلت 4) منائت
25- در کدام گزينه غلط املايي است؟ (سراسري 78)
1) روا مدار که سر به دنبال هوس بگذارم و در ظلمات جهل و ضلال، بيقوله را از شاهراه باز نشناسم 2) روا مدار که به خاطر هوس خوش پاي بطلان بر عنوان حق گذارم و باطل را بر حق بگزينم 3) به تو پناه مي برم از اين که مظلومي را در چنگال ستمکاران وابگذارم و از رحماتش مضايقت کنم 4) به تو پناه مي برم که راه جويان را همچون خويش در قيد گمراهي و ضلالت سرگردان سازم
26- در کدام بيت تشخيص موجود است؟ (سراسري 78)
1) چرا گويد آن چيز در خفيه مرد / که گر فاش گردد شوي روزي زرد 2) عشق دريايي کرانه ناپديد / مي توان کردن شناي هوشمند 3) مهمان سراست خانه دنيا که اندرو/ يک روز اين بيايد و يک روز او رود 4) من خفته بدم به ناز در كتم عدم / حسن تو به دست خويش بيدارم کرد
27- در عبارت «پروردگارا، روا مدار که سر به دنبال هوس بگذارم و در ظلمات جهل و ظلال، از چراغ حدايت به دور افتم.» چند غلط املايي وجود دارد؟ (سراسري 78)
1) دو 2) چهار 3) يک 4) سه
1) حتماً 2) بي ترديد 3) اميد است 4) اتفاقاً
29- « من خفته بدم به ناز درکتم عدم» ، «کتم عدم» يعني .... (آزاد 80)
1) دنياي بي خبري 2) جهان نيستي 3) نهانگاه سرنوشت 4) سکوت و آرامش
30- معناي «طمع ،دنائت آورد و آبرو ببرد» را بيشتر در کدام گزينه مي يابيد؟(آزاد 80)
1) طمع مي برد از رخ مرد آب 2) قناعت هر که کرد آخر غني شد 3) آبي که آبرو ببرد در گلو مريز 4) باشد به قدر همت تو اعتبار تو
31- در عبارت دو پاي بطلان بر عنوان حق مگذاريد و از حمايت مظلوم مضايقت ننمايد و به مناهي روي مي آوريد و از ملاهي بر خور باشيد تا از ادراک فضايل، فرو نمايند و در ... ضلالت سرگردان نشويد». چند غلط املايي هست؟ (سراسري 81)
1) يک 2) دو 3) سه 4) چهار
32- مفهوم عبارت زير در همه ي گزينه ها به جز گزينه ي ... آمده است. (سراسري 81) «پروردگارا به تو پناه مي برم که از آن چه نمي دانم سخن بگويم و راه جويان را هم چون خويشتن در تيه گمراهي سرگردان سازم».
1) نبايد سخن گفت نا ساخته / نشايد بريدن نينداخته 2) کمال است در نفس انسان سخن / تو خود را به گفتار ناقص مکن 3) مکن پيش ديوار غيبت بسي / بود کز پسش گوش دارد کسي 4) تأمل کنان در خطا و صواب / به از ژاژ خايان حاضر جواب
33- در کدام گزينه غلط املايي مي يابيد؟ (آزاد 82)
1) مگذار که حمله ي حسد مناعت فطرت را به مذلت فرو کشاند 2) روا مدار که سر به دنبال هوش بگذارم و در ظلمات جهل و ضلال از چراغ هدايت به دور افتم 3) از جمعيت هاي جاهلانه و عصبيت هاي نابهنجار به ذات اقدس تو پناه مي برم 4) مگذارد که صولت خشم حصار بردباري مرا درهم بشکند
درس سوم درآمدي بر ادبيات حماسي
34- همه ي منظومه ما به جز منظومه ي ... از آثار حماسي طبيعي و ملي است. (سراسري 75)
1) اديسه : هومر 2) انه ايد : ويرژيل 3) شاهنامه : فردوسي 3) گرشاسب نامه : اسدي
35- «بهشت گمشده» اثر کيست؟ (سراسري 75)
1) دانته 2) بوالو 3) لانکفلو 4) ميلتون
36- کدام گزينه از زمينه هاي اصلي شعر حماسي نيست؟ (سراسري 75)
1) بيان امنيت 2) خرق عادت 3) قهرماني 4) ملي
37- «آرم» با نيروي ممتاز مادي و معنوي خود، شخصيت قهرماني کدام اثر حماسي است ؟ (سراسري 77)
1) ايلياد و اديسه 2) بهشت گمشده 3) گرشاسب نامه 4) مهابهارت 38- «ابومسلم نامه» کتابي است ... (سراسري 77) 1) تعليمي و منظوم ، سروده ي ابوطاهر طرسوسي 2) حماسي و منثور، نوشته ي ابوطاهرطرسوسي 3) حماسي و منثور، نوشته ي ابوالمؤيد بلخي 4) غنايي و منظوم، سروده ابوالمؤيد بلخي 39- کلمه هاي کدام گزينه به ترتيب براي کامل کردن عبارت زير مناسبند؟ (سراسري 78) اخبار رستم از .... و ابو مسلم نامه از ... جزو آثار حماسي .... اند. 1) آزاد سروسيستاني- ابوطاهر طرسوسي - منثور 2) ابوطاهر طرسوسي- آزاد سروستاني منثور 3) ابوالمؤيد بلخي- ابوطاهر طرسوسي- منظوم 4) ابوالمؤيد بلخي- ابوطاهر طرسوسي- منظوم 40- سرايندگان منظومه هاي زير به جز .... به ابداع و آفرينش توجهي نداشته اند بلکه داستان هاي کتبي يا شفاهي را با قدرت شاعرانه خويش نقل کرده اند. (سراسري 78) 1) ايلياد و اديسه 2) انه ايد ويرژيل 3) رامايانا و مهابهارت 4) شاهنامه 41- کدام اثر از نمونه هاي شعر حماسي است؟ (آزاد 78) 1) گلشن راز 2) گرشاسب نامه 3) بوستان 4) شاهنامه ي ابومنصوري 42- کدام گزينه جز آثار حماسي مصنوع نيست؟ (سراسري 79) 1) ايلياد و اديسه هومر 2) انه ايد ويرژيل 3) شهنشاه نامه ي صبا 4) ظفرنامه ي حمدالله مستوفي 43- عبارت زير درباره کدام اثر صدق مي کند؟ (سراسري 79) در اين منظومه ها، شاعر با داستان هاي پهلواني مدون و معيني سروکار ندارد. بلکه داستاني را خود ابداع مي کند و تخيل خود را در آن دخالت مي دهد. 1) مهابهارت 2) ظفرنامه حمدالله مستوفي 3) شاهنامه ابوالقاسم فردوسي 4) رامايانا 44- در شاهنامه ي فردوسي ، وجود سيمرغ يا ديو سپيد، به کدام يک از زمينه هاي حماسه، مربوط است؟ (سراسري 79) 1) خرق عادت 2) داستاني 3) قهرماني 4) ملي 45- چه چيزهايي بيشترين بخش حماسه را تشکيل مي دهند؟ (آزاد 82) 1) خرق عادت 2) وصف ها و تصويرها 3) اشخاص و حوادث 4) وقايع تاريخي
درس چهارم کاوه ي دادخواه
46- خروشيد کاي پايمردان ديو / بريده دل از ترس کيهان خديو» يعني فرياد برآورد که اي ..... (سراسري 75)
1) مردان خدا شناس که از ديو نفس دور مي کنيد 2) شيرمردان که نعره تان، حاکمان ستمگر را به هراس مي افکند 3) جوان مردان که از پادشاه جانب داري مي کنيد 4) حاميان شاه ديو سيرت که از آفريدگان نمي هراسيد
47- در مصرع اول بيت «بدان بي بها ناسزاوار پوست / پديد آمد» آواي دشمن ز دوست» چند صفت براي متمم آمده است؟ (سراسري 77)
1) يک 2) دو 3) سه 4) چهار
48- مؤلف «چشمه ي روشن» کدام يک از کتاب هاي زير را نوشته است؟ (سراسري 77)
1) آهنگ هاي شاعرانه و مذهبي 2) تخيلات شاعرانه 3) برگ هايي در آغوش باد 4) سفر شرق
49- بدو گفت مهتر به روي دژم/ که برگوي تا از که ديدي ستم: يعني ضحاک .... (سراسري 77)
1) با اندوه فراوان درباره ظلمي که در حق وي روا داشته بودند، گفت و گو کرد. 2) با خوشحالي و اظهار شادماني از کاوه بازجويي کرد 3) دوستانه به او گفت: که از هر کسي آزرده شده است باز گويد 4) خشمگينانه ، نام کسي را که به کاوه ظلم کرده بود از او پرسيد
50- براساس داستان «کاوه دادخواه» همه گزينه ها به جز گزينه ي ... از دلايل رفتن ضحاک به سرزمين هندوستان است. (سراسري 78)
1) به خيال خود از پيش بيني اختر شناسان و نابودي تخت و تاج خود به دست فريدون برهد 2) از سقوط و کيفر ، جان به در برد و سرنوشت شوم را از خويش دفع کند 3) دشمنان دين را براندازد و سرزمين ايران را از گزند پيروان اهريمن، ايمن سازد 4) مي خواهد چنان خون بريزد تا در آبزني، سر و تن خود را با آن خون شست و شو دهد
51 - «دژم» يعني .....(آزاد 78)
1) دشمن 2) بدخو 3) سختگير 4) خشمگين
52- در بيت «خروشيد کاي پايمردان ديو / بريده دل از ترس گيهان خديو» منظور از «ديو» و «کيهان خديو» کدام است؟ (سراسري 79)
1) شيطان- امير 2) شيطان- فريدون 3) ضحاک- خدا 3) ضحاک- فريدون
53- باتوجه به شاهنامه فردوسي ، پدر فريدون که بود و به چه سرنوشتي گرفتار آمد؟ (سراسري 79)
1) آبتين- مغز سرش غذاي ماران شد 2) سياوش- در سرزمين غربت کشته شد 3) کي خسرو- به مرگ طبيعي در گذشت 4) کيکاووس- به ناکامي و تيره روزي درگذشت
54- معناي مصراع «شماريت با من ببايد گرفت» چيست؟(آزاد 80)
1) بايد به من حساب پس بدهي 2) بايد به حساب من رسيدگي کن 3) بايد با هم به حساب او برسيم 4) بايد هر دو حساب پس بدهيم
55- «شده بر بدي دست ديوان دراز» بيانگر چه مفهومي است؟(سراسري 78)
1) رعايت حال بدکاران 2) تعدي محاکم به حقوق عمومي 3) تسلط اهريمن صفتان و آشوبگران 4) رواج زشتي و پليدي
56- معني بيت «هم آنگه يکايک ز درگاه شاه / برآمد خروشيدن دادخواه» چيست؟ (سراسري 80)
1) بعد از آن به آرامي نواي عدل و دادگري از همه جا به گوش درباريان رسيد 2) در آن لحظه، ناگهان فرياد اعتراض ستمديده از کاخ بلند شد 3) در آن زمان پشت سرهم براي عدالتخواهي از بارگاه بيرون آمدند 4) سپس اندک اندک شاکيان به بارگاه حاکم درآمدند
57- «مني چون بپيوست با کردگار / شکست اند آورد و برگشت کار» يعني ....(سراسري 83)
1) چون خودخواهي و خودپسندي به جايي رسيد که ادعاي خدايي کرد بدبخت شد 2) غرور را با خداپرستي درهم آميخت و به همين سبب در برابر شيطان نفس مغلوب گشت 3) هنگامي که غرور خودخواهي او را به آفريدگاري رساند از ادعاهاي خودش برگشت 4) هوا و هوس، انگيزه و سبب شکست او در برابر خواهش هاي نفساني اش شد
58- شاعر در کدام گزينه از «آرايه ي مراعات نظير» استفاده کرده است؟(آزاد 83)
1) بدان بي بها تا سزاوار پوست / پديد آمد آواي دشمن ز دوست 2) زديوارها خشت و از بام سنگ / به کوي اندرون تيغ و تير خدنگ 3) همي برخروشيد و فرياد خواند / جهان سراسر سوي داد خواند 4) نهان گشت آيين فرزانگان / پراگنده شد نام ديوانگان
درس پنجم گذر سياوش از آتش
59- مفهوم کدام گزينه، با گزينه هاي ديگر متفاوت است؟ (سراسري 75)
1) شده بر بدي دست ديوان دراز/ ز نيکي نبودي سخن جز به راز. 2) نهان گشت آئين فرزانگان / پراگنده شد نام ديوانگان 3) يکي شادماني بداندر جهان/ ميان كهان و ميان مهان 4) هنر خوار شد، جادوي ارجمند/ نهان راستي ، آشکارا گزند
60- «آتش » در کدام گزينه نقش فاعلي دارد؟ (سراسري 75)
1) اگر کوه آتش بود بسپرم / از اين تنگ خوار است اگر بگذرم 2) چو او را بديدند بر خاست غو/ که آمد ز آتش برون شاه نو 3) زمين گشت روشن تر از آسمان / جهاني خروشان و آتش،دمان 4) مگر کاتش تيز پيدا کند/ گنه کرده را زود رسوا کند
61- مصراع «همي خاک نعلش برآمد بر ماه» بيانگر کدام مفهوم است؟ (آزاد 76)
1) سرعت 2) تيرگي 3) عروج 4) شهرت
62- معني «يکي تازيي بر نشسته سياه » چيست؟(آزاد 76)
1) عربي بر يک اسب سياه نشسته بود 2) بر يک اسب سياه عربي نشسته بود 3) مرد سياهي ، بر يکي اسب تازي نشسته بود 4) کسي با عربي بر اسب سياهي نشسته بود
63- کلمه ي «دشت» در مصراع «سراسر همه داشت بريان شدند» ، با کدام صنعت ادبي مطابقت دارد؟ (آزاد 76)
1) ايهام 2) مجاز 3) کنايه 4) حقيقت
64- مفهوم بيت «چوخواهي که پيدا کني گفت و گوي / ببايد زدن سنگ را بر سبوي» کدام است؟(سراسري 78)
1) اگر دوست داري که از تو بدگويي کنند، لازم است که اين خطر را به جان بپذيري 2) اگر مي خواهي که حقيقت آشکار شود، بايد به آزمايش وامتحان بپردازي 3) چنانچه مي خواهي در اين زمينه سخن بگويي، شايسته است که جديت بيشتري از خود نشان بدهي 4) چنانچه از بدگويي ديگران آزرده اي ، بايد با آنان به بحث و مناظره بنشيني
65- واژه «دشت» در همه ي ابيات زير، به جز بيت ... داراي آرايه ي «مجاز» است. (سراسر 78)
1) يکي دشت با ديدگان پر زخون / که تا او کي آيد ز آتش برون 2) نهادند بر دشت هيزم دو کوه / جهاني نظاره شده هم گروه 3) سواران لشکر برانگيختند/ همه دشت پيشش درم ريختند 4) سراسر هه دشت بريان شدند/ برآن چهره خندانش گريان شدند
66- در بيت (سراسر همه دشت بريان شدند / بر آن چهر خندانش ، گريان شدند) کدام صنعت و آرايه ي ادبي وجود ندارد؟ (سراسري 78)
1) جناس 2) مجاز 3) تضاد 4) تشبيه
67- با توجه به داستان «گذر سياوش از آتش» مفهوم مصراع اول بيت زير چيست؟ (سراسري 78) مگر آتش تيز پيدا کند/ گنه کرده را زود رسوا کند
1) احتمال دارد که بزودي آتش سوزان را ببيند 2) امکان دارد که آتش ، حرارت و گره ي خويش را بازيابد 3) ستم گر ندادي تو بر من روا / به فرزند من ، دست بردن چرا 4) همه سوي دوزخ نهاديد روي / سپرديد دل ها به گفتار اوي
69- مفهوم بيت «سراسر همه دشت بريان شدند / بر آن چهره خندانش گريان شدند»، در کدام گزينه آمده است؟ (سراسري 79)
1) آتش همه ي آن دشت و چمن را سوزانيد و چمنزارهاي شاداب به برهوت بدل گشتند 2) به خار آن دشت ، همه آزرده شدند و بر چهره هاي شاداب نشان قطره هاي اشک جاري شد 3) همه ي موجودات صحرا در آتش سوختند و خنده ها به گريه و زاري بدل شد 4) همه ي مردم آن جا اندوهگين گشتند و به خاطر چهره ي شاداب او، اشک ريختند
70- با توجه به بيت «همان به کزين زشت کردار، دل / بشويم کنم چاره دل گسل «نقش دستوري کدام کلمه نادرست است؟ (سراسري79)
1) به : مسند 2) دل : نهاد 3) زشت کردار: متمم 4) همان: نهاد
71- مقصود شاعر از «سياووش را کرد بايد درست» چيست؟(سراسري79)
1) سياووش را بايد به گناه خود متوجه کرد 2) سياووش بايد بي گناهي خود را ثابت کند 3) سياووش را بايد از اين کار بازداشت 4) سياووش را بايد نابود کرد
72- همان به کزين زشت کردار دل / بشويم کنم چاره ي دل گسل ، يعني ... (سراسري80)
1) بهتر است که از اعمال پليد پيشين خود، توبه کنم و بدانها دل نبندم 2) شايسته است که درباره ي او بدي نکنم و از بدکاران دوري نکنم 3) سزاوار است که از اين دل بدخواه، دوري کنم و راه بهتري را پيشه سازم 4) بهتر است که از اين رفتار ناپسند، اجتناب کنيم و براي رفع مشکلم، چاره اي اساسي بکنم
73- معني و مفهوم کدام گزينه درست است؟ (سراسري 81)
1) انجمن شدن : مقرر گشتن 2) تپش يافتن: ترديد کردن 3) در کتم عدم خفتن: غافل گشتن 3) نماز بردن: تعظيم کردن 74- در بيت «وزان دختر شاه هاماوران / پرانديشه گشتي به ديگرکران» دختر شاه هاماوران کيست و معني «به ديگران کران» چيست؟ (سراسري81) 1) جزيره- سرزمين پهناور 2) سودابه- از سوي ديگر 3) کتايون- هرمکان 4) فرنگيس- از طرف ديگر 75- در کدام بيت آزمايش چاره ي رهايي از بد گماني است؟ (سراسري 82) 1) كزين دو يکي گر شود نابکار / از اين پس که خواند مرا شهريار 2) چو خواهي که پيدا کني گفت گوي / ببايد زدن سنگ را بر سبوي 3) همان به کزين زشت کردار دل / بشويم کنم چاره ي دل گسل 4) چه گفت آن سپهدار نيکو سخن / که با بد دلي ، شهرياري مکن 76- «مقصود از سياوش را کرد بايد درست» چيست؟ (آزاد 82) 1) سياوش بايد بي گناهي خود را ثابت کند 2) سياوش را بايد کيفر داد 3) سياوش را بايد درمان کرد 4) سياوش خود بايد اعتراف کند 77- مفهوم بيت « چه گفت آن سپهدار نيکو سخن / که بابد دلي شهرياري مکن» شاعر فرمانروايان را از چه چيزي تخدير مي نمايد؟ (سراسري83) 1) سوء ظن 2) سوء تدبير 3) بد اخلاقي 4) بدرفتاري 78 - «سپردن» يعني ...( آزاد 83) 1) قدم زدن 2) مقاومت کردن 3) پايمال کردن 4) ايستادن
درس ششم درآمدي بر ادبيات غنايي
79- معني بيت «در بيابان گر به شوق کعبه خواهي زد قدم / سرزنش ها گر کند خار مغيلان غم مخور» با کدام گزينه متناسب است؟
1) نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجي / نتوان شبه تو گفتن که تو دور هم نيايي 2) از در درآمدي و من از خود به درشدم / گويي کز اين جهان به جهان دگر شدم 3) عشق را خواهي که تا پاي بري / بس که بپسنديد بايد ناپسند 4) لاله و گل زخمي خميازه اند/ عيش اين گلشن خماري بيش نيست
80- در عبارت و عرفان و اصطلاحات صوفيه به حوزه غزل راه مي يابد و در بين آثار متصور فارسي ،نمونه هاي برجسته اي از ادبيات غنايي در قالب تحميديه، هزل و شکوائيه به ظهور رسيده است» چند غلط املايي هست؟ (سراسر 75)
1) يک 2) دو 3) سه 4) چهار
81- در کدام مصراع حرف «که» معادل کلمه «اگر» آمده است؟ (آزاد 76)
1) مکن کاري که بر پا سنگت آيو 2) بس که بپسنديد بايد ناپسند 3) عشق را خواهي که تا پايان بري 4) تو پنداري که بر هرزه است اين ايوان چون مينا
82- وصف شور عاشقانه و و جود عارفانه و لحظه هاي هجرا وصل، در اشعار کدام دو شاعر، بيشتر جلوه گر است؟ (سراسري 77)
1) حافظ و مولانا 2) عنصري و منوچهري 3) فرخي و ملک الشعراي بهار 4) توپنداري که بر هرزه است اين ايوان چون مينا
83- نمونه هاي معروف و موفق «ساقي نامه» را کدام گروه از شاعران زير سروده اند؟ (سراسري 78)
1) خاقاني- فرخي يزدي- مسعود سعد سلمان 2) عطار- مولوي- سنايي 3) نظامي- حافظ- رضي الدين آرتيماني 4) رودکي- سعدي- خاقاني
84- فرامرز بن خداداد ارجاني مؤلف کدام اثر داستاني است؟ (سراسري 78)
1) بختيار نامه 2) سمک عيار 3) سندبادنامه 4) هزار و يک شب
85- مؤلف «راحه الارواح يا بختيار نامه » کيست؟ (سراسري 78)
1) تعايقي مروزي 2) ضياء نخشبي 3) ظهيري سمرقندي 4) فرامز بن خداداد
86- سروده هاي کدام گروه از شاعران زير را مي توان از نمونه هاي موفق «ساقي نامه» به شمار آورد؟ (سراسري 78)
1) اتوري- عبيد زاکاني 2) حافظ- رضي الدين آريتماني 3) خاقاني- محتشم کاشاني 4) منوچهري- فرخي سيستاني
87- مفهوم بيت «عشق را خواهي که تا پايان بري / بس که بپسنديد بايد ناپسند» با کدام بيت قرابت معنايي دارد؟ (آزاد 78)
1) آن چه بر نفس خويش نپسندي / نيز بر نفس ديگران مپسند 2) در بيابان گر به شوق کعبه خواهي زد قدم / سرزنش ها گر کند خارمغيلان غم مخور 3) هر آن چيز کانت نيايد پسند/ تن دوست داشتن بدان در منبر 4) گرچه منزل بس خطرناک است و قصد بس بعيد/ هيچ راهي نيست که آن را نيست پايان غم مخور
88- در مصراع «عشق او باز اندر آورد دم به بند» چه نقشي دارد؟ (آزاد 78)
1) فصول 2) فاعل 3) نهاد 4) مسند
89- مناسب ترين کلمه ها براي تکميل عبارت زير، به ترتيب در کدام گزينه آمده است؟ در دو غزل حافظ، مسايل اجتماعي که با بياني .... و بر اساس «...» گسترده و اجتماعي شاعر مطرح مي شود، با مسايل خصوصي به هم مي آميز و در يک زمينه کلي .... سير مي کند». (آزاد 79)
1) حماسي- عرفان- اجتماعي 2) عرفاني- ين- تعليمي 3) غنايي- عرفاني- حماسي 4) غنايي- من- عرفاني
90- شروع رشد وباروري اشعار عاشقانه را در تغزلات کدام شاعر بايد جست و جو کرد؟ (آزاد 80)
1) سنايي 2) نظامي 3) حافظ 4) رودکي
91- در هر گزينه به جز گزينه ي ... نام يکي از شاعراني که نمونه هاي موفق شعر غنايي از نوع مديحه سرايي دارند ذکر شده است.(سراسري 81)
1) انوري 2) عنصري 3) منوچهري 4) ناصرخسرو
92- در کدام گزينه عنوان اثري از «ضياء بخشي» عبدالطيف طسوجي ، علي بن عثمان حلالي هجويري و اوحدي» به ترتيب آمده است؟ (سراسري 82)
1) هزار و يک شب، طوطي نامه ، جام جم، کشف العجوب 2) طوطي نامه ، کشف المحجوب، هزار و يک شب ، جام جم 3) طوطي نامه ، هزار و يک شب، کشف العجوب ، جام جم 4) طوطي نامه، هزار و يک شب ، جام جم ، کشف العجوب 93- کدام اثر در حوزه ي اشعار «غنايي- تعليمي» قرار دارد؟ (آزاد 82) 1) گلشن راز 2) غزليات حافظ 3) دانش نامه مسيري 4) منظومه ي حاج ملاهادي سبزواري 94- معناي کدام واژه درست است؟ (آزاد 83) 1) فند: هنر 2) دژم : دشمني 3) استنکاف : خوار شمردن 4) توسني : سرکشي
درس هفتم - من اين همه نيستم درس هشتم - مناظره خسرو با فرهاد
95- " حادي " يعني ......
1) سرود خوان 2) پرده دار 3) هواخواه 4) ستايشگر
96- املاي چند کلمه در عبارت «به دار ظيف اميري از امراي .... نزول کردم، سياهي ديدم مغلول و مسلسل مرا گفت: اين غلامي است حادي که صوتي خوش دارد» غلط است؟ (سراسري 75)
1) يک 2) دو 3) سه 4) چهار
97- « کشف المحجوب» اثر کيست؟ (آزاد 77)
1) رابعه کعب قزداري 2) علي بن عثمان هجويري 3) عبيد زاکاني 4) فخرالدين اسعد گرگاني
98- در « مر اکرام ضيف را امير بيامد» يعني .... (آزاد 77)
1) براي بزرگ داشت ميهمان ، امير آمد 2) هنگام گرامي داشت ميهمان، امير آمد 3) امير آمد و مرا به ميهمان معرفي کرد 3) ميهمان مرا گرامي داشت تا امير آمد
99- مفهوم عبارت «قصد کردم تا او را به شفاعت بخواهم از امير» کدام است؟ (سراسري 78)
1) تصميم گرفتم که امير را به ميانجي گري خود برانگيزم 2) خواستم با ميانجيگري او را از بند حاکم برهانم 3) مايل شدم ميانجي گري او را به خاطر حاکم بپذيرم 4) نيت کردم او را براي ميانجي گري از حاکم تشويق کنم
100- معني کدام عبارت ، در برابر آن نادرست مطرح شده است؟ (سراسري 78)
1) به دار ضيف اميري از امراي حين نزول کردم: به مهمان خانه يکي از اميران قبايل عرب فرود آمدم 2) تو را بر همه ي چيزها حاکم است تا در ضيافت مايي : تا وقتي که مهمان مايي ، به هر کاري مختاري 3) سياهي ديدم مغلول و مسلسل بر در خيمه افکنده اندر آفتاب: متوجه شدم که نابکاري را در هنگام روز، در درون چادري به زنجير کشيده اند. 4) مرا به ملک تو حاجتي نيست، اين غلام را در کار من کن : من به ملک تو نيازي ندارم، اين غلام را به خاطر من ببخشاي».
101- مؤلف «کشف المحجوب» کيست و به کدام قرن منسوب است؟ (سراسري 79)
1) منوچهري دامغاني - پنجم 2) عبدالرحمن جامي- نهم 3) سعدالدين وارويني- هفتم 3) علي بن عثمان هجويري- پنجم
102- معناي کدام لغت درست است؟ (آزاد 80)
1) حاوي : سرود خوان 2) جزيل : کوتاه 3) تعريض : سخن گفتن 4) تطاول : طولاني
103- مفهوم بيت هاي زير با کدام گزينه ارتباط معنايي دارد؟ (سراسري 81) ز هز سو کرد بر عادت نگاهي نظر ناگه در افتادش به ماهي چو لختي ديد از آن ديدن خط ديد که بيش آشفته شد تا پيش ترديد
1) بگفت از من کنم دوري نگاهي/ بگفت آفاق را سوزم به آهي 2) بگفت از عشق کارت سخت زار دست/ بگفت از عاشقي خوشتر چه کار است؟ 3) بگفتار دوري از مه نيست در خود؟ / بگفت آشفته از مه دور بهتر 4) چو عاجز گشت خسرو در جوابش / نيامد پيش پرسيدن صوابش
104- صورت منظوم عبادت «چون وي قصد طعام کرد من ابا کردم ، گفتم اين غلام را در کار من کن» کدام بيت است؟ (سراسري 83)
1) گفت انگلشت به خوايت ننهم / تا نبخشي گنه اين سهيم 2) کرد در ساخت بر آن خيمه نگاه / ديد شب رنگ غلامي چون ماه 3) صوفي از ذوق گريبان زد و چاک / و ز جهان بي خبر افتاد به خاک 4) هستم از وصف خوش آواز او / آرزومند حدي سازي او
105- ابيات زير، صورت کوتاه شده و منظوم کدام عبارت از دوستان «حدي خوان» است؟ (سراسري 83) دو سه روزه ره اين سرمنزل / کردشان بارگران مستعجل و ز حدي صورت طربوايي کشيد / تا به يک روز بدين جاي رسيد
1) چون باراز استران فرو گرفتند، اشتران همه يگان دو گان هلاک شدند 2) وي برفت و دو بار شتر بر هر اشتري نهاد و اندر راه حدي مي کرد تا به مدتي قريب اين جا آمدند 3) اين غلام را فرمود تا به حدي صورت برگشاد. اشتران صوت وي و شنيدن آن مشغول شدند. 4) بدان که اين غلامي است که حاوي و صوتي خوش دارد. من اين را به ضياع خود فرستادم با اشتري چند.
106- معناي کدام واژه غلط است؟ (آزاد 83)
1) رجم : ترجمه کردن 2) رمعب : نيم 3) شرزه : خشمگين 4) شوخ چشم : گستاخ
درس هشتم مناظره خسرو با فرهاد
107- مبتکر فن مناظره در شعر فارسي کيست؟ (سراسري 75)
1) اسدي توسي 2) پروين اعتصامي 3) نظامي گنجوي 4) وحشي بافقي
108- معادل فارسي مجسمه کدام است؟
1) تنديس 2) تسنيم 3) صنم 4) طاقديس 109- «بگفتا اگر سرپايش خشنود؟ / بگفت: از گردن اين وام افکندم زود» يعني : پرسيد .... (سراسري 78) 1) که چه هديه اي را در سر داري که به دلدار خود بدهي؟ جواب داد هر چه مرسوم باشد، هديه مي کنم. 2) اگر او به بيش از آنچه تو در سرداري، رضايت بدهد چه مي کني؟جواب داد که از قصد اين کار در مي گذرم 3) که اگر او به ملاقات تو راضي باشد، چه مي کني؟ جواب داد، که هر چه زودتر به ديدارش مي شتابم 4) اگر رضايت او را در هديه دادن سر خودت ببيني ، چه مي کني؟ جواب داد که هر چه سريعتر تقديم مي کنم 110- فرهاد، در کدام بيت مناظره خود با خسروف نديدن دلبر را به صلاح و مصلحت خويش توجيه مي کند؟ (سراسري 78) 1) بگفتا: گر به سر يا بيش خشنود؟/ بگفت: از گردن اين وام افکنم زود 2) بگفتا: جان مده بس دل که با اوست / بگفتا: دشمن اند اين هر دو بي دوست 3) بگفتا: گر مزاحي در سرايش/ بگفت: اندازم اين سرزير پايش 4) بگفتا: دوري از مه نيست در خور / بگفت: آشفته از مه دور بهتر 111- در هر گزينه ، به جز گزينه ي ... نام يکي از مشهورترين مقلدان منظومه خسرو و شيرين نظامي آمده است. (سراسري 78) 1) امير خسرو دهلوي 2) عرضي شيرازي 3) سنايي غزنوي 4) وحشي بافقي 112- در هر بيت مناظره زير، به جز بيت .... عاشق اظهار مي کند که از بدل جان و فدا کردن خويشتن ، دريغ ندارد. (سراسري 79) 1) بگفتا گر مزاحي در سرايش ؟ / بگفت اندازم اين سر زير پايش 2) بگفتا گر به سر يا بيش خشنود؟ / بگفت از گردن اين وام افکنم زود 3) بگفتا جان مده بس دل که با اوست / بگفتا دشمن ند اين هردو بي دوست 4) بگفتا گر نيابي سوي او راه / بگفت از دور شايد ديد در ماه 113- در بيت «بگفتا گر مزاحي در سرايش / بگفت اندازم اين سر زير پايش» بخش حذف شده چه ويژگي دارد؟ (آزاد 78) 1) يک جمله توضيحي است 2) يک جمله عاطفي است 3) فاعل جمله هاي دوم و سوم بيت است 4) يک جمله ي پرسشي است 114- مبتکر فن مناظره در شعر فارسي کيست؟ (سراسري 79) 1) اسدي توسي 2) پروين اعتصامي 3) خواجوي کرماني 4) نظامي گنجوي 115- کدام شاعر را مبتکر فن مناظره در شعر فارسي مي دانند؟ (آزاد 80) 1) اسدي توسي 2) نظامي گنجوي 3) سعدي 4) بيدل دهلوي 116- در بيت «بگفت او آن من شدند و مکن ياد بگفت اين کي کند بيچاره فرهاد» اين ضمير به کدام بخش بيت اشاره دارد؟ 1) ياد نکردن 2) آن فرهاد شدن 3) بيچاره فرهاد 4) مصرع اول
درس نهم دو غزل / سعدي شيرازي
117- در همه ي گزينه ها به جز گزينه ... صنعت ادبي تشبيه ديده مي شود. (سراسري 75)
1) من خويشتن اسير کمند نظر شدم 2) مگسي کجا تواند که بيفکند عقابي 3) گهي چو اشک نشستم، گهي چو رنگ پريدم 4) بگذار تا به چاه مذلت فرو رود
118- در مصرف هاي کدام گزينه نقش ضمير«م» همانند است؟
1) دستم نداد قوت رفتن به پيش دوست / از کف خاکم غباري بيش نيست 2) مهرم به جان رسيد و به عيوق بر شدم / ديوانه منم، من که روم خانه به خانه 3) کز عشق نبوده هرگزم بهر/ از در درآمدي و من از خود به در شدم 4) خواب در چشم ترم مي شکند/ مرا بس شد از هر چه اندوختم
119- در کدام مصراع دو آرايه ي «تشبيه و استعاره» وجود دارد؟ (سراسري 77)
1) اکسير عشق بر مسم افتاد و ز شدم 2) از در درآمدي و من از خود به در شدم 3) چندي به پاي رفتم و چندي به سر شدم 4) مهرم به جان رسيد و به عيوق برشدم
120- اضافه تشبيهي کدام است؟ (آزاد 77)
1) اکسير عشق 2) يمن قدم 3) کوس رحلت 4) معتکف دير
121- کدام گزيه از مفهوم بيت «گفتم ببنمش مگرم درد اشتياق / ساکن شود، بديدم و مشتاق تر شدم » دريافت نمي شود؟ (سراسري 78)
1) به وقت ديدار يار، سوز اشتياقم فروني يافت 2) تنها به گاه ديدار يار، سوز اشتياقم ، سکون و قرار يافت 3) در فراق و وصال، سوز اشتياق ، همچنان موجود بود 4) مي انگاشتم که ديدار يار، سوز اشتياق را فرو مي نشاند
122- با توجه به بيت در سر آن ندارد امشب که برآيد آفتابي / چه خيال ها گذر کرد و گذر نکرد خوابي نقش دستوري کدام کلمه با ديگر کلمه ها متفاوت است؟ (سراسري 78)
1) امشب 2) آفتابي 3) خوابي 4) خيال ها
123- در بيت «گويند روي سرخ تو سعدي! که زرد کرد / اکسير عشق برمسم افتاد و زر شدم» کدام آرايه ي ادبي موجود نيست؟ (سراسري 78)
1) استعاره 2) تشبيه 3) جناس تام 4) کنايه
124- معني «برآيد» در«دل من نه مرد آن است که باغمش برآيد» چيست؟ (آزاد 78)
1) شکست بخورد 2) تحمل کند 3) مقابله کند 4) آرام گيرد
125- کدام گزينه از بيت «بيزارم از وفاي تو يک روز و يک زمان / مجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم» فهميده مي شود؟ (آزاد 79)
1) خشنود آسوده خاطر بوده ام 2) ديگر طاقت هجران تو را ندارم 3) در فراق تو آشفته و پريشان بوده ام 3) هرگز اميدي به وصالت نداشته ام
126- معني «نگردد» در مصراع در عجب است اگر نگردد که بگردد آسيابي» چيست؟ (آزاد 79)
1) نچرخد 2) نرم نشود 3) آرام نگيرد 4) آشفته نشود
127- از حرف «و» و مصراع «چه خيال ها گذر کرد و گذر نکرد خوابي» چه مفهومي يافت مي شود؟(آزاد 79)
1) اما 2) اگر 3) چون 4) زيرا
128- مقصود شاعر از «مهر» در «مهرم به جان رسيد و به عيوق برشدم» چيست؟
1) گرماي خورشيد 2) گرماي معشوق 3) محبت معشوق 4) گرماي عشق به معشوق
129- در مصراع «نه چنان گناهکارم که به دشمنم سپاري ضمير «م» در «دشمن» چه نقشي دارد؟ (آزاد 80)
1) مفعول 2) مضاف اليه 3) متمم 4) مسند اليه
130- در بيت «گفتم ببينمش مگرم درد اشتياق ساکن شود بديدم و مشتاق تر شدم» چند جمله ي اسميه وجود دارد؟ (آزاد 80)
1) دو 2) چهار 3) سه 4) يک 131- بيت «با صد هزار جلوه برون آمدي که من / با صد هزار ديده تماشا کنم تو را » با کدام گزينه ارتباط معنايي دارد؟ (سراسري 81) 1) دستم نداد قوت رفتن به پيش دوست / چندي به پاي رفتم و چندي به سر شدم 2) گوشم به راه تا که خبر مي دهد ز دوست / صاحب خبر بيامد و من بي خبر شدم 3) تا رفتنش ببينم و گفتنش بشنوم / از پاي تا به سر همه سمع و بصر شدم 4) او را خود التفات نبودي به صيد من / من خويش اسير کمند نظر شدم 132- بيت «چون شبنم اوفتاده بدم پيش آفتاب / مهرم به جان رسيد و به عيوق بر شدم» با کدام گزينه تناسب معنايي دارد؟ (سراسري 81) 1) دستم نداد قوت رفتن به پيش دوست / چندي به پاي رفتم و چندي به سر شدم 2) تا رفتنش ببينم و گفتنش بشنوم / از پاي تا به سر همه سمع و بصر شدم 3) گويند روي سرخ تو سعدي که زرد کرد / اکسير عشق برمسم افتاد و زر شدم 4) بيزارم از وفاي تو يک روز و يک زمان / مجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم 133- گفتم ببينمش مگرم درد اشتياق / ساکن شود بديدم و مشتاق تر شدم «م» در «مگرم» چه نقشي دارد؟ (آزاد 82) 1) مضاف اليه 2) مفعول 3) متمم 4) نهاد 134- مقصود شاعر از «مجموع اگر نشستم » در مصراع «مجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم» چيست؟ (آزاد 82) 1) آسوده زيستن 2) با جمع نشستن 3) ناراحت بودن 4) خاطر پريشان داشتن 135- در بيت «تا رفتنش ببينم و گفتنش بشنوم / از پاي تا به سر همه سمع و بصر شدم» چه آرايه اي وجود دارد؟ (آزاد 83) 1) لف و نشر 2) اسلوب معادله 3) ايهام 4) تشخيص
درس دهم دو غزل / حافظ شيرازي
136- کلمه «مي فرمود» در بيت در آن همه ناز و تنعم که خزان مي فرمود/ عاقبت در قدم باد بهار آخر شد» به کدام معني آمده است؟(آزاد 76)
1) مي گفت 2) دستور مي داد 3) انجام مي داد 4) مي خواست
137- در بيت زير ، منظور حافظ از «نخوت بادي» و «شوکت خار» دوران سياه و تابه چه کسي مي تواند باشد؟ (سراسري 78)
1) امير پيرحسين 2) امير مبارز الدين 3) شاه شجاع 4) شيخ ابواسحاق
138- در کدام بيت، تشخيص (personilicalion) به کار رفته است؟ (سراسري 78)
1) گوشم به راه تا که خبر مي دهد ز دوست / صاحب خبر بيامد و من بي خبر شدم 2) در شمارار چه نياورد کسي حافظ را / شکر کان محنت بي حدو شمار آخر شد 3) از در آمدي و من از خود به در شدم / گويي کز اين جهان به جهان دگر شدم 4) آن همه ناز و تنعم که خزان مي فرمود / عاقبت در قدم باد بهارآخر شد
139- معني «بردي آبم» در مصراع «هر چند بردي آبم، روي از دست نتابم» چيست؟ (آزاد 78)
1) آبرويم را بردي 2) اشک از ديدگانم جاري ساختي 3) زندگي را بر من دشوار کردي 4) احوالم را ازمن گرفتي
140- مفهوم بيت «صبح اميد که بر معتکف پرده ي غيب / گو برون آي که کار شب تار آخر شد» با کدام بيت تناسب معنايي دارد؟
1) اميد بسته برآمد ولي چه فايده زانک / اميد نيست که عمر گذشته باز آيد 2) اميدوار بود آدمي به خير کسان / مرا به خير تو اميد نيست شر مرسان 3) حجاب چهره ي جان مي شود غبار تنم / خوشا دمي که از آن چهره پرده برفکنم 4) بعد نوميدي بسي اميدهاست/ از پس ظلمت دو صد خورشيدهاست
141- در مصراع «ساقيان لطف نمودي قدحت پر مي باد» «قدخت پر مي باد» چه نوع جمله اي است؟ (آزاد 78)
1) دعايي 2) خبري 3) امري 4) عاطفي
142- در بيت «روزهجران و شب فرقت يار آخر شد/ زدم اين فال و گذشت اختر و کار آخر شد» «اختر گذاشتن» به چه معني است؟ (آزاد 78)
1) بپايان آمدن نيک بختي ها 2) به سامان و مساعد شدن کار 3) گذشت زمان روزگار 4) از دست رفتن آرزوها و فرصت ها
143- مفهوم بيت در هر چند بردي ....، روي از دست نتابم/ جور از حبيب خوش تر کز مدعي رعايت » با کدام گزينه ، متناسب است؟ (آزاد 79)
1) دل من نه مرد آن است که باغمش سر آيد/ مگسي کجا تواند که بيفکند عقابي 2) نه چنان گناهکارم که بدشمنم سپاري / تو به دست خ وش خرمايي اگرم کني عذابي 3) نفحات صبح داني ز چه روي دوست دارم/ که به روي دوست ماند که برافکند نقابي 4) نفس فردوس بگرفتن که نوبتي بخواند / همه بلبلان بمردند و نماند جز عذابي
144- با توجه به بيت «عشقت رسد به فرياد ار خود به سان حافظ/ قرآن زير بخواني دو چارده روايت» مهمترين عامل رستگاري کدام است؟ (آزاد 79)
1) روايت و تبليغ قرآن 2) سعي در حفظ دقيق و درست قرآن 3) عشق به فروفرستنده قرآن 4) ميل به قرائت دايم قرآن
145- باتوجه به مفهوم مصرع «آن همه ناز و تنعم که خزان مي فرمود» کدام معني از «فرمود» به دست مي آيد؟ (آزاد 78)
1) دستور مي داد 2) مي گفت 3) مي خواست 4) انجام مي داد
146- از «آب بردن» در مصراع «هرچند بردي آبم روي از دست نتابم» چه مقصودي حاصل مي شود؟ (آزاد 78)
1) آبرو به باد دادن 2) بيمار کردن 3) پژمردن 4) از ميدان بدر کردن
147- مفهوم مصراع در جور از حبيب خوشتر کز مدعي رعايت» چيست؟(آزاد 80)
1) جفاي دوست دلپذيرتر از مهرباني دوست نماست 2) جانبداري از مدعيان دوستي ستم است بر دوستان واقعي 3) بهترين دوست آن است که ستم روا ندارد 4) چشم اگر با دوست داري گوش با دشمن مکن
148- در مصراع «اين راه را نهايت صورت کجا توان بست» «را» چه کاربردي دارد؟ (آزاد 80)
1) فک اضافه 2) صوت 3) حرف اضافه 4) ربط
149- با توجه به مفهوم «آن همه ناز و تنعم که خزان مي فرمود» کدام معني «فرمودن » مورد نظر است؟ (آزاد 80)
1) انجام شدن 2) کردن 3) دستور دادن 4) گفتن 150- در مصراع هر چند بردي آبم، روي از دست نتابم، معني جمله ي دوم چيست؟(آزاد 80) 1) به درگاهت روي نمي آورم 2) اگر از من روي بگرداني خشمگين نمي شوم 3) به جاي ديگري نمي روم 3) ديگري را بر تو نمي شورانم 151- کاربرد حرف «را» در «بوسهل را طاقت پرسيد» همانند کاربرد همين حرف است در مصراع : (آزاد 80) 1) رندان تشنه لب را آبي نمي دهد کس 2) جانا روا نباشد، خون ريز را حمايت 3) بگفت آفاق را سوزم به آهي 4) دل مي رود ز دستم صاحبدلان خدا را 152- شاعر در اين بيت «روز هجران و شب فرقت يار آخر شد/ زدم اين فال و گذشت اختر و کار آخر شد» چه پيامي دارد؟ (آزاد 83) 1) غروب ستاره اقبال و فرارسيدن فراق و هجران 2) دوران بدي و ناکامي گذشته و کارها سر و سامان يافته است 3) پايان اديشه هاي مثبت و خوشايند و آغاز سرگشتگي و ياس 4) فال برگذشت ستاره اقبل و شروع نااميدي و تيره بختي اشاره دارد 153- مفهوم بيت در صبح اميد که بد معتکف پرده غيب / گو برون آي که کار شب تار آخر شد» در کدام گزينه آمده است؟ (آزاد 83) 1) تا ببينم سرانجام چه خواهد بودن 2) برآيد پس از تيره شب آفتاب 3) ببين تا چه بازي کند روزگار 4) برآيد کام دل چون دل کند راست
درس يازدهم - اشارت صبح درس دوازدهم - سپيده ي آشنا
154- منظور از «خميازه» در مصراع «لاله و گل زخمي خميازه اند» چيست؟ (سراسري 75)
1) بسته شدن 2) بويا شدن 3) پرپرشدن 4) شکفته شدن
155- کدام گزينه از مفهوم بيت در غرقه ي وهميم و رند اين محيط / از تنک آبي کناري بيش نيست دريافت نمي شود؟ (سراسر 75)
1) آگاهي هاي ما تنک بايد و کم عمق است 2) حقايق ، عظيم تر از آن است که مي شناسيم 3) خيالبافي هاي ما، دريا را کوچک جلوه مي دهد 4) به کند و حقيقت هستي ، دست نيافته ايم
156- بيت «سرم به دين و عقبي فرو نمي آيد/ تبارک الله از اين فتنه ها که در سرماست» با مفهوم کدام گزينه متناسب است؟ ( سراسري75)
1) آرزوهاي دو عالم دستگاه / از کف خاکم غباري بيش نيست 2) اي شور، از همرهان غافل مباش / فرصت ما نيز باري بيش نيست 3) لاله و گل زخمي خميازه اند/ عيش اين گلشن خماري بيش نيست 4) مي رود صبح و اشارت مي کند/ کاين گلستان خنده .... بيش نيست
157- معني «از کف خاکم غباري بيش نيست» چيست؟ (آزاد 76)
1) در نظرم بيش از غباري از کف خاکي نيست 2) در کفم غبار خاکي بيشتر موجود نيست 3) از اين کفي خاک، غباري بيشتر در دستم نيست 4) در نظرم اين مشتي خاک بيش از غباري نيست
158- بيت «اگر در ديده مجنون نشيني/ به غير از خوبي ليلي نبيني» بيانگر کدام مفهوم زيباي اخلاقي است؟ (آزاد 76)
1) خوشخويي 2) عيب پوشي 3) آرام جويي 4) طنازي
159- با توجه به مفهوم بيت «تا به کي نازي به حسن عاريت/ ما و من آيينه داري بيش نيست» پاسخ صحيح کدام است؟ (آزاد 76)
1) فعل «نازي» از وجه التزامي است 2) بين «ماوس» و «آيينه دار» رابطه شباهت برقرار است 3) «ما و من» وجودهاي پايدار و غير عاريتي هستند 4) از «دري در آيينه داري» مفهوم مصدري برمي آيد
160- مفهوم کامل بيت «بيدل اين کم همتان ،.... جاه / فخرها دارند و عاري بيشت نيست» چيست؟ (سراسري77)
1) اين ها که خواهان احترام اند نمي دانند که کار ننگين مي کنند 2) اين بيچاره ها نمي دانند که زندگي نکبت داري دارند 3) سرفرازي و سربلندي اين ساده انديشان، شرم آور است 4) نازش اين افراد را سست اراده، به مال و مقام دنيايي، ننگ آور است
161- مفهوم بيت «تا به کجا ناز به حسن عاريت / ما و من آيينه داري بيش نيست» مي گويد: تا کي مي خواهي ... (سراسري 78)
1) به هستي هاي عاريتي که فقط جلوه گر جمال حق اند/ خود ناپايدارند، مباهات کني؟ 2) به زيبايي عاريتي و ناپايدار ديگران حسرت بخوري در حاليکه بايد به توانايي هاي خود بينديشي؟ 3) ظاهر خود را بيارايي در حالي که ديگران بيش از تو اهليت آن را دادند؟ 4) از رفتار و کردار ديگران تقليد کني بايد بکوشي که به خود متکي باشي؟
162- بيت «اگر دو ديده مجنون نشيني/ به غير از خوبي ليلي نبيني با کدام بيت قرابت معنايي دارد؟ (آزاد 78)
1) ديده عقل بين گزينه حق / ديده ي رنگ بين نبيند حق 2) ستايش سرايان نه ياد تواند / ملامت کنان دوستدار تواند 3) ور هنري داري و هفتاد عيب/ دوست نبيند مگر آن يک هنر 4) دوست آن است که او معايب دوست / همچون آيينه روبرو گويد
163- مفهوم بيت «اي شرر از همرهان غافل مباش/ فرصت ما نيز بادي بيش نيست» کدام است؟
1) وقت و مجال کم است نبايد از همديگر غافل باشيم 2) با نادان و بي خبر همدلي مکن که در زندگي فرصت زودگذر است 3) فرصت شرارت براي غافلان شرور باقي است 4) زمان آن چنان طولاني نيست که روزگار به غفلت بگذرانيم
164- کدام گزينه از بيت «تا به کي نازي به حسن عاريت/ ما و من آيينه دادري بيش نيست» دريافت نمي شود؟
1) هر محبوب و معشوق نازنين، آيينه دار زيبايي ناپايدار خود در وجود ماست 2) زيبايي حقيقي از آن محبوب ازلي است و زيبايي آفريده ها فقط جلوه اي ناپايدار از اوست 3) جلوه ي مجاز يار، به آفريده ها، عمر جاويد و زيبايي ابدي بخشيده است 4) ارزش وجودي محبوب، همانند پرتو زيبايي هاي ناپايدار، در يک آيينه است
165- معني «با» در مصرع در برق با شوقم، شهرداري بيش نيست» چيست؟ (آزاد 79)
1) همراه 2) در برابر 3) موافق 4) همانند
166- مفهوم بيت «اگر درديده ي مجنون نشيني / به غير از خوبي ليلي نبيني» به کدام گزينه ، تأکيد دارد؟ (سراسري 80)
1) اغماض از کاستي 2) سلامت چشم 3) نحوه نگرش 4) وجاهت محبوب
167- از همه ابيات زير به جز بيت ... زوال و ناپايداري دنيا دريافت مي شود.(سراسري 81)
1) لاله و گل زخمي خميازه اند/ عيش اين گلشن خماري بيش نيست 2) مي رود صبح و اشارت مي کند/ کاين گلستان خنده وادي بيش نيست 3) تا به کي نازي به حسن عاريت/ ما و من آيينه داري بيش نيست 4) غرقه ي وهميم و رند اين محيط/ از تنک آبي، کناري بيش نيست 168- مفهوم بيت «اگر بر ديده مجنوب نشيني/ به غير از خوبي ليلي نبيني در کدام گزينه وجود دارد؟ (آزاد 82) 1) اواخر التفات نبودي به صيد من / من خويشتن اسير کمند نظر شدم 2) برقي از منزل ليلي بدرخشيد سحر/ وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد 3) گفت از خوبان تو افزون نيستي/ گفت خامش چون تو مجنون نيستي 4) بگفتا دوستش از طبع بگذار/ بگفت از دوستان نايد چنين کار 169- از مشهورترين رباعي سرايان تاريخ ادبيات ايران است؟ (آزاد 83) 1) بيدل 2) هاتف 3) سعدي 4) منوچهري
درس دوازدهم سپيده ي آشنا
170- اگر بيت «داد معشوقه به عاشق پيغام / که کند مادر تو با من جنگ» اولين بيت منظومه اي باشد ، آن منظومه چه نام دارد؟ (سراسري 75) 1) رباعي 2) قطعه 3) غزل 4) مثنوي 171- در کدام گزينه غلط املايي هست؟ (سراسري 75) 1) از لاي صخره ها مي گذشت و فقط کابوس و اضطراب مي ديد 2) فجايع بشريت را مي نگريستند و مي خواستند حضيصي بيابند و خود را در آن افکنند. 3) گاه جغذي از گوشه اي برمي خواست و به زودي باز بر لب چاهي مي نشست 4) فرات از دهشت زدگي صحرا قصه ها مي خواند 172- در همه ي گزينه ها، به جز گزينه ي ... «صورت» کجا رفته است.(سراسري75) 1) آه، دست پسرم يافت خراش/ واي پاي پسرم خورد به سنگ 2) بگفت:ار من کنم دروي نگاهي/ بگفت: آفاق را سوزم به آهي 3) فريب جهان را مخور زينهار/ که در پاي اين گل بود خارها 4) هان اي عزيز فصل جواني به هوش باش/ در پيري از تو هيچ نيايد به غيرخواب 173- در کدام گزينه غلط املايي هست؟ (سراسر 78) 1) فريادشان در ميدان کارزار طنين افکند و همه تاليان قرآن بودند 2) امشب دراين پهنه ي موهش، مردان بزرگي سر به آستان شهادت نهاده اند 3) ديشب پس از امضاي طومار عشق، ميان خيمه ها در تهجد و نيايش فرو رفتند 4) آن ها باز نرمه اي درهم آميخته و گيرا در ذکر خدا غرق شدند و ما به فداکاريهاي ايشان احترام گذاشتيم. 174- در همه ي گزينه ها به جز گزينه ي ... ، غلط املايي هست(سراسري 79) 1) ديشب پس از امضاي تومار عشق در تحجد و نيايش فرو رفتند 2) من او را به ضياء خود فرستادم با اشتري چند و اندر راه حدي مي کرد 3) مولانا از اين که تکهي بر فتوح و نذور اهل خير نمايند تخديرشان مي نمود 4) هر چند حيلت کردم خوابم نيامد و زجرتي سخت بزرگ به من دست يافت 175- در کدام گزينه، غلط املايي هست؟(سراسري 80) 1) پس از امضاي طومار عشق و فداکاري، ميان خيمه ها در تحجد و نيايش فرو رفتند 2) اندوه انسان ها شادي دژخيمان را تهديد مي کند و اشک سيد روزان استحکام کاخ جباران با به سخره مي گيرد. 3) همه، مظهر يک مسلمان کامل و تاليان قرآن در عبادت و پايگاه عظمت و فضيلت بودند 4) اختران حيرت زده فجايع بشريت را مي نگريستند 176- در جمله در قميص را برداشتند به پشت بام رفتند معني «قميص» چيست؟ (سراسري 80) 1) حصير 2) شلاق 3) شمد 4) کوزه 177- کدام ترتيب از نظر املايي نادرست است؟ (آزاد 80) 1) نشاط ملاعبت 2) بساط ملاعبت 3) تلألؤ پرشکوه 4) طاليان قرآن 178- کدام واژه به معني «پيراهن و شمد» به کار رفته است؟ 1) شليطه 2) قطيفه 3) حصين 4) قميص 179- باتوجه به معني ، املاي کدام واژه درست است؟ (آزاد 83) 1) عطاب : غضب 2) عسرت: لغزش 3) تهجد: شب بيداري 4) فرتوط : فرسوده
درس سيزدهم - کيش مهر درس چهاردهم - رباعي و دو بيتي ديروز
180- در همه گزينه ها به جز گزينه ي ... به غير انسان، شخصيت انساني بخشيده شده است.(سراسري 75)
1) به آواي ناي و به آهنگ چنگ/ خروشد ز سر و وسمن ، تارها 2) بهاران که شاباش ريزد سپهر/ به دامان گلشن زرگبارها 3) به جز اشک چشم و به جز داغ دل / نباشد به دست گرفتارها 4) کشد رخت سبزه به هامون و دشت/ زند بار گر گل، به گلزارها
181- کلمه «قافيه» در کدام گزينه ، نقش مفعولي دارد؟ (سراسري 75)
1) به ياد خم ابروي گل و خان / بکش جام در بزم مي خوارها 2) به شادي و آسايش و خواب و خور/ ندادند کاري دل افکارها 3) رود شاخ گل در بر نيلفر/ برقصد به صد ناز گلنازها 4) نگارش دهد گلبن جويبار/ در آيينه ي آب، رخسارها
182- «قافيه» در کدام بيت مفعول است؟( سراسري 75)
1) گره را ز راز جهان باز کن / که آسان کند باده دشوارها 2) رود شاخ گل در بر نيلفر/ برقصد به صدناز گلنارها 3) پيامي بکش جام و سرگرم باش/ بهل تا بگيرند بيکارها 4) جز افسون و افسانه نبود جهان / که بستند چشم خشايارها
183- معني «بکش جام در بزم مي خوارها» در کدام گزينه آمده است؟ (آزاد 77)
1) در مجلس جشن مي خواران، جام از ساقي بگير 2) در مجلس عاشقان و عارفان سرمست، شراب عشق الهي را بنوش 3) در مجلس عارفان سرمست عشق الهي، زبان درکش 4) در بزم مي خوارگان، هم نفس باش و از جامشان جرعه اي بنوش
184- در بهل گر بگيرند بيکارها، يعني .... (آزاد 75)
1) بيکاره ها را از خود دور مکن 2) بگذار آدمهاي بيکار خرده بگيرند 3) بگذار دمهاي بيکاره را بگيرند 4) مگذار آدمهاي بيکاره خرده بگيرند
185- بيت «سهين مهرورزان که آزاده اند/ بريزند از دام جان تارها» با کدام گزينه ارتباط معنايي بيشتر دارد؟ (سراسري 79)
1) به جز اشک چشم و به جز داغ دل / نباشد به دست گرفتارها 2) کشيدند در کوي دل دادگان / ميان دل و کام ، ديوارها 3) ولي رادمردان و وارستگان/ نيازند هرگز به مردارها 4) همي گويم و گفته ام بارها/ بود کيش من مهر دلدارها
186- سفارش استاد علامه در بيت «پيامي بکش جام و سرگرم باش/ بهل گر بگيرند بيکارها» چيست؟ (سراسري 79)
1) اشتغال به عيش و عشرت و رهايي از رنج دوران 2) پرداختن به عشق عارفانه و بي اعتنايي به خرده گيران 3) ارشاد گمراهان و بي توجهي به سخنان ياوه گويان 4) اجتناب از بدخواهي و همراهي با خوش بينان
187- مفهوم بيت «مهين مهرورزان که آزاده اند/ بريزند از دام جان، تارها، کدام است؟ (سراسري 79)
1) عالي ترين مرتبه انسانيت ، اجتناب از فريبکاري است 2) والاترين مرتبه عاشقان، وارستگي و ترک وابستگي هاست 3) دو رسم آيين خورشيد پرستي، رنگ و ريا جايگاهي ندارد 4) تفکر و انديشه باعث رهايي آدمي از گرفتاري هاست
188- در مصراع «در نبازندهرگز به مردارها» واژه «نبازند» کدام معني را مي رساند؟ (آزاد 80)
1) نمي پردازند 2) طمع نمي کنند 3) نمي آزارند 4) نمي سازند
189- در کدام گزينه مصدرهاي در نمي هلند، ذکر شده است؟ (آزاد 80)
1) هلانيدن ، هشتن 2) هليدن ، هشتن 3) هلاندن ، هليدن 4) هليتن، هشتيدن
190- مضمون بيت «با صبا در چمن لاله سحر مي گفتم / که شهيدان که اند اين همه خونين کفنان » يادآور کدام بيت است؟ (آزاد 80)
1) عجب نيست ازگل که خندد به سروي / که در اين چمن پاي در گل نشيند 2) شور سحر حشر، اگر باورتان نيست / گل ، مصحف صدبرگ به سوگند گشوده است 3) به خون خود آغشته و رفته اند/ چه گل هاي رنگين به جويارها 4) هر قدح لاله که کردم به دست / جوش شراب دگرم کردست
191- املاي کدام کلمه غلط است؟(آزاد 80)
1) تحجد: شب بيداري 2) تفقد : دلجويي 3) تبتل: از مردن بريدن 4) حضيض : نشيب
192- در کدام گزينه صنعت ادبي «تشخيص » مي يابيد؟ (آزاد 80)
1) بود کيش من مهر دلدارها 2) برقصد به صد ناز گلنارها 3) جز افسون و افسانه نبود جهان 3) گره را ز راز جهان باز کن
193- مفهوم بيت «به شادي و اسايش و خواب و خور / ندادند کاري دل افگارها» با کدام بيت، متناسب نيست؟ (سراسري 82)
1) کي کند عاشق نگاهي در جهان / زان که عاشق جهاني ديگر است 2) ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست / عاشقي شيوه ي رندان بلاکش باشد 3) مهين مهرورزان که آزاده اند / بريزند از دام جان تارها 4) عاشق شو، ارنه روزي کار جهان سرآيد / ناخواه نقش مقصود از کارگاه هستي 194- از کلمه ي «بگيرند» در مصراع «بهل گر بگيرند بيکارها» کدام مفهوم دريافت مي شود؟(آزاد 82) 1) اعتنا نکنند 2) بردارند 3) توجه کنند 4) خرده بگيرند 195- بيت «ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست / عاشقي شيوه رندان بلاکش باشد، با کدام بيت قرابت معنايي دارد؟ (آزاد 83) 1) پيامي بکش جام و سرگرم باش/ بهل گر بگيرند بيکارها 2) به شادي و آسايش و خواب و خور/ ندادند کاري دل افگارها 3) چه دارد جها جز دل و مهريار/ مگر توده هايي ز پندارها 4) دلي راد مردان و وارستگان / نبازند هرگز به مردارها
درس چهاردهم رباعي و دو بيتي ديروز
196- مفهوم بيت زير از حافظ، با کدام گزينه، ارتباط معنايي نزديک تر دارد؟ در ازل پرتو حسنت ز تجلي دم زد / عشق پيدا شد و آتش به همه عالم زد 1) زان يار دلنوازم شکريست با شکايت / گر نکته دان عشقي بشنو تو اين حکايت 2) پرستش به مستي است در کيش مهر/ بردن اند زين جرگه هوشيارها 3) برق با شوقم ... بيش نيست/ شعله طفل ني سواري بيش نيست 4) از شبنم عشق خاک آدم گل شهر/ بس فتنه و شور در جهان حاصل شد 197- در مصراع «پا بر سر سبزه تا به خواري ننهي » کدام کلمه را مي توان معادل «زنهار» و «مواظب باش» دانست؟ (آزاد 82) 1) تا 2) به 3) سر 4) بر
درس پانزدهم در آمدي بر ادبيات تعليقي
199- نوع «که » در کدام گزينه با گزينه هاي ديگر متفاوت است؟ (سراسري 75)
1) چرا گويد آن چيز در خفيه مرد/ گر فاش گردد شور روي زرد 2) زبان درکش اي مرد بسيار دان / که فردا قلم نيست بر بي زبان 3) کم آواز هرگز نبيني خجل / جوي شک بهتر که يک توده گل 4) از آن مرد دانا، دهان دوخته ست / که بيند که شمع از زبان سوخته است
200-«پاي در دامن آوردن» کنايه از چيست؟ (سراسري 75)
1) پشيمان شدن 2) قدرت يافتن 3) گوشه گرفتن 4) ناتون شدن
201- کدام دو کلمه براي تکميل کردن عبارت «وقتي درجامعه اي خلاقيت هنري بميرد، ... جاي ... را مي گيرد. به ترتيب ، مناسب است؟ (سراسري 75)
1) ابتکار- تقليد 2) الهام- تصنع 3) تصنع - الهام 4) شعر- نظم
202- سراينده «نصاب الصبيان» کيست و در چه موضوعي تأليف شده است؟ (آزاد 76)
1) ابونور فراهي- تعليم لغت 2) ابن مالک- صرف و نحو عربي 3) محمود واضحي- حسب حال 4) ابوبکر عتيق نيشابوري- شرح حال انبياي الهي
203- در مصراع «اگر پاي در دامن آري چو کوه» چه صنعتي بکار رفته است؟ (آزاد77)
1) کنايه 2) ايهام 3) تضاد 4) مراعات نظير
204- «پاي در دامن آوردن» در مصراع «اگر پاي در دامن آري چو کوه» کنايه از چيست؟
1) در خود نگريستن 2) تأمل کردن 3) گوشه گرفتن 4) فروتني کردن
205- در کدام بيت رنگي از طنز به چشم مي خورد؟ (آزاد 77)
1) زبان درکش اي مرد بسيار دان / که فردا قلم نيست بومي زبان 2) بشارت بود کوي مي فروشان / حافظ از توبه از زهد و ريا کرد 3) بر کام دل به گردش ايام دل مبند/ کاين چرخ کج مدارند پر آرزو رود 4) مي رود صبح و اشارت مي کند/ کاين گلستان خنده داري بيش نيست
206- معني «خدر کن ز نادان ده مردگوي» در کدام گزينه آمده است؟ (آزاد 77)
1) از ناداني که به اندازه ده تن سخن مي گويد بپرهيز 2) از ناداني که ادعا مي کند از ده مرد ، گوي سبقت مي برد، بپرهيز 3) از نادان بپرهيز و او را به همه شناسان 4) به ديگران بگو که از نادان پرگو بپرهيزند
207- موضوع «نصاب الصبيان ابونصر فراهي» ، «الفيدي ابن مالک» به ترتيب چيست و جزو کدام قسم شعر و ادبيات محسوب مي شوند؟ (سراسري 78)
1) آداب معاشرت، فرهنگ جغرافيا ، داستاني 2) تعليم لغت، صرف و نحو عربي، تعليمي 3) روان شناسي، تاريخ ادبيات، غنايي 4) روان شناسي، تفسير و حديث ، اخلاقي
208- کدام گزينه با بيت در فراوان سخن باشد آکنده گوش / نصيحت نگيرد مگر در خموش تناسب معمولي دارد؟ (سراسري 78)
1) مکن پيش ديوار غيبت بسي / بودند پيش گوش دارد کسي 2) درون دلت شهر بند است راز/ نگر تا نبيند در شهر بار 3) چرا گويد آن چيز در خفيه مرد/ که گر فاش گردد شود روي زرد 4) چو خواهي که گويي نفس بر نفس /نخواهي شنيدن مگر گفت کس
209- سفارش بيت «چرا گويد آن چيز در خفيه ، مرد / که گنکاش گردد روي زرد؟ چيست؟ (سراسري 80)
1) کم حرف بزن 2) افشاگري مکن 3) سخن مگوي 4) غيبت مکن
210- پيام کدام بيت با ديگرابيات ، متفاوت است؟(سراسري 80)
1) چرا گويد آن چيز در خفيه مرد/ که گر فاش گردد شود روي زرد 2) صدف وار گوهرشناسان راز/ دهان جز به لؤلؤ نکردند باز 3) چند انداختي تير و هر صد خطاست/ اگر هوشمندي يک اناز و راست 4) کم آواز هرگز نبين خجل / جوي مشک بهتر که يک توده گل
211- در مصراع «اگر پاي در دامن آي چو کوه» مقصود از «پاي در دامن آوردن» چيست؟ (آزاد 80)
1) گوشه گرفتن 2) محکم بودن 3) مقاومت کردن 4) بي اعتنايي کردن
212- مصراع : چو دانا يکي گوي و پرورده گوي با کدام گزينه قرابت معنايي دارد؟ (آزاد 80)
1) سخن هرچه گوي همان بشنوي 2) کم گوي و گزيده گوي چون در 3) کم آواز هرگز نبين خجل 4) زبان درکش اي مرد بسيار دان 213- سفارش و پيام کدام بيت با ديگر بيت ها ، متفاوت است؟ (سراسري 82) 1) حذر کن ز نادان ده مرده گوي / چو دانا يکي گوي و پرورده گوي 2) صدانداختي تير و هر صد خطاست / اگر هوشمندي يک انداز و راست 3) مکن پيش دويار غيبت بسي / بود کز پيش گوش داد کسي 4) کم آواز، هرگز نبيني خجل / جوي شک بهتر که يک توده گل 214- در همه ابيات به جز بيت .... آرايه اي استعاره بکار رفته است. (سراسر 82) 1) درون دلت شهر بند است راز / نگر تا نبيند در شهر باز 2) صدف وار گوهرشناسان راز / دهان جز به لؤلؤ نکردند باز 3) از آن مرد دانا دهان دوخته است / که بيند که شمع از زبان سوخته است 4) حذر کن ز نادان ده مرده گوي / چو دانا گوي و پروده گوي 215- کدام کلمه دو جزئي است؟ (آزاد 82) 1) مگر 2) اگر 3) سرا 4) هوس 216- بيت «در پس آزادگان به هيچ طريقي / پيش کسان بد مگو که نيک نباشد» با مفهوم کدام بيت تناسب بيشتري دارد؟ (سراسري 83) 1) از آن مرد دانا دهان دوخته است / که بيند که شمع از زبان سوخته است 2) چرا گويد آن چيز در خفيه مرد/ که گر فاش گردد شود روي زرد 3) صد انداختي تير و هر صد خطاست/ اگر هوشمندي يک انداز و راست 4) کم آواز هرگز نبيني خجل / جوي شک بهتر که يک توده گل 217- مفهوم کدام بيت با بيت «از آن مرد دانا دهان دوخته ست / که بيند که شمع از زبان سوخته است» متناسب است؟ (سراسري 83) 1) سخن کم گوي تا در کارگيرند / که در بسيار ، بد بسيار گيرند 2) بگويم تا بداند دشمن و دوست / که من مستي و مستوري ندانم 3) به حرف عشق مشغولم که باشد/ حيات شمع از آتش زباني 4) دمي بي گفت و گو مگذار لب را / لب بي گفت و گو لب نيست گوش است 218- مصراع «جوي مشک بهتر که يک توده گل» با کدام گزينه تناسب معنايي دارد؟ (آزاد 83) 1) ز دانش چو جان تو را مايه نيست / به از خامشي هيچ پيرايه نيست 2) صدف وار گوهرشناسان راز / دهان جز به لؤلؤ نکردند باز 3) يک دسته گل دماغ پرور/ از خرمن صد گياه بهتر 4) سخن تا نگفتي بود چون گهر / چو گفتي شد از خاک ده تيره تر 219- «چرا گويد آن چيز در خفيه مرد/ که اگر فاش گردد شود روي زرد » با کدام گزينه ارتباط معنايي دارد؟ (آزاد 83) 1) مکن پيش ديوار غيبت بسي / بود کز پسش گوش دارد کسي 2) سخن تا نگويند پنهان بود / چو گفتند هر جا فراوان بود 3) سخن در نهان نبايد گفت / که بهر انجمن نشايد گفت 4) ز بهتر سخن نيست پاينده تر / وزو خوش تر و دل فزاينده تر
درس شانزدهم ذکر حسين بن منصور حلاج
220- تعداد جمله هاي کدام بيت با ابيات ديگر متفاوت است؟ (سراسري 75)
1) آن آبرو چو جوي بود، رنج و غصه، سنگ / سنگش به جاي ماند وآبش زجورود 2) از بهر دفع غم به کسي گو بري پناه / هم غم به جاي ماند و هم آبرو رود 3) کرديم هر گناهي و از کرده غافليم/ اي واي اگر حديث گنه رو به رو رود 4) اي گل به دست مال هوس پيشگان مرو/ مگذار تا ز دست تو اين رنگ و بو رود
221- در عبارت «آن شجاع صفدر صديق که هم در غايت سوز و اشتياق بود و هم در شدت مهب فراغ ، جد و جهدي عظيم دشت و او را تصانيف بسيار است و فصاحتي و بلاغتي و فراستي را که کس را نبود» املاي کدام کلمه غلط است؟ (سراسري 75)
1) فراغ 2) مهب 3) فصاحت 4) فراست
222- «را» در کدام گزينه براي فک اضافه بکار رفته است؟ (سراسري 75)
1) گفت : نزديک است والي را سراي آن جا نشويم 2) گفت تا داروغه را گوئيم در مسجد بخواب 3) گفت: بايد حذرند هوشيار مردم، مست را 4) گفت مي بايد تو را تا خانه ي قاضي برم
223- مفهوم عبارت «قبولي عظيم او را پيدا گشت و او سخن اهل زمانه را هيچ وزن ننهادي » در کدام گزينه آمده است؟
1) مورد توجه بود ولي به گفتار اهل زمانه اعتنايي نمي کرد 2) وي صاحبدلي را يافت که مردم قدر او را نمي دانستند 3) عارفي کامل بود ولي اهل زمانه به او اعتنا نمي کردند 4) باور نداشت که روزگار با دانايان سر سازگاري ندارد
224- معني کدام کلمه ، نادرست است؟ (سراسري 77)
1) مرقع : جواهرنشان 2) معمر: سالخورده 3) معدل : گواه 4) مهجور : دور افتاده
225- مفهوم کدام بيت به مفهوم بيت «دست طمع چوپيش کسان مي کني دراز/ پل بسته اي که بگذري از آبروي خويش» نزديک است؟ (سراسري 77)
1) هر چند بردي آبم روي از دست نتابم / جور از جنيب خوشتر کز مدعي رعايت 2) رندان تشنه لب را آبي نمي دهد کس / گويي دلي شناسان رفتند از اين ولايت 3) سرم از خداي خواهد که به پايش اندر افتد/ که در آب مرده بهتر که در آرزوي آبي 4) از بهر دفع غم به کسي گو بري پناه / هم غم به جاي ماد و هم آبرو رود
226- املاي کدام کلمه در عبارت «کار او کاري عجب بود و واقعات غرايب که خاص، او را بود، که هم در غايت سوزد و اشتياق بود و هم در شدت مهب فراغ، جد و جهدي عظيم داشت و رياضتي و کرامتي عجيب » غلط است؟ (سراسري 77)
1) غرايب 2) فراغ 3) غايت 4) لهب
227- «در اصطلاح صوفيه امور خارق العاده است که سبب عنايت خداوندي از صوفي کامل واصل ، صادر مي شود». (آزاد 77)
1) فتوح 2) کرامت 3) اشتياق 4) مميت
228- در کدام گزينه صفت و موصوف دو جمع به هم مطابقت دارند؟ (آزاد 77)
1) کراماتي عجيب ، الفاظ شکل 2) توضيحات وقايع ، قصص انبياء 3) واقعات غريب ، علماي کدام 4) شروح احوال ، مباحث کتب
229- به «لباس و پوشش خاص هر صنف» در قديم چه مي گفتند؟(آزاد 77)
1) کسوت 2) طيلسان 3) قميص 4) زي
230- آثار «استاد جلال الدين همايي» در کدام گزينه آمده است؟(آزاد 77)
1) گلشن راز، قصص العما 2) شرح زندگاني من، ابطال الباطل 3) صناعات ادبي، مولوي نامه 3) قصه هاي دوشنبه، پله پله تا ملاقات خدا
231- در کدام بيت «رديف» وجود دارد؟ (آزاد 77)
1) درون دست شهر بند است راز/ نگر تا نبيند در شهر باز 2) تا چند عمر در هوس و آرزو رود/ اي کاش اين نفس که بر آمد فرو رود 3) آتش است اين بانگ وفاي ... باد/ هر که اين آتش نداردف نيست باد 4) زان يار دلنوازم شکريست با شکايت / گر نکته دان عشقي بشنو تو اين حکايت
232- معني و مفهوم عبارت «هم در غايب سوز اشتياق بود و هم در شدت لهب فراق چيست؟(سراسري 78)
1) بسيار آرزومند ديدار معبود بود و سخت در آتش جدايي يار مي سوخت 2) در آخر عمر بسيار بي تاب و بي قرار شده بود و از خانواده، دور افتاده بود 3) گاه در غم و اندوه و شوق ديدار فرو مي رفت، گاه در تنعم و آسودگي به سر مي برد 4) هر چند خيلي قصد و ميل ملاقات او را داشت اما در نهايت آسايش خاطر مي زيست
233- در بيت «آن آبرو چون جوي بود رنج غصه و سنگ/ سنگش به جاي ماد و آبش ز جو رود» کلمه ي سنگ به ترتيب، چه نقشي دارد؟ (سراسري 78)
1) مسند- نهاد 2) مضاف اليه- متمم 3) نهاد- بدل 4) نهاد- مفعول 234- مفهوم عبارت «اگر مقبول بود، به رد خلق مردود نگردد و اگر مردود بود، به قبول خلق مقبول نگردد» کدام گزينه را اصلي و مهم مي داند؟ (سراسري 78) 1) پذيرش مردم 2) قبول خاطر 3) کردار آدمي 4) نظر آفريدگار 235- کتاب «مولوي نامه » اثر کيست؟ (آزاد 78) 1) علامه سيدمحمدحسين طباطبايي 2) عبدالحسين زرين کوب 3) جلال الدين همايي 4) بديع الزمان فروزانفر 236- املاي کدام کلمه صحيح است؟(آزاد 78) 1) حتاکي : پرده دري 2) مقلول : بسته شده 3) مهجور: دور افتاده 4) سناديد، سروران 237- شعر «پروين اعتصامي» از نمونه هاي کدام نوع شعر است؟ 1) غنايي 2) تعليمي 3)حماسي 4) داستاني 238- در کدام گزينه غلط املايي وجود دارد؟ (سراسري 79) 1) او را تصانيف بسيار است و به الفاظي مشکل در حقايق و اصرار و معارف و معاني 2) از اين که تکيه بر فتوح و نذور اهل خير نمايند، تخديرشان مي نمد که اين طريقت بدپولي نيرزد. 3) نمد و پلاس و متکا و قطيفه هاي سفيد کرباس يا قميص را برداشتند و به پشت بام رفتند 4) يافتم افشين را بر گوشه اي ... نشسته و .... پيش وي فرود صفه باز کشيده 239- در عبارت «صحبتي و فصاحتي و بلاغتي داشت که کس نداشت و وقتي ونظري و فراستي داشت که کس را نبود» کدام کلمه به مفهوم واردي است از خداوند بر دل سالک که او را از گذشته و آينده، غافل مي گرداند؟ (سراسري 79) 1) صحبت 2) رقت 3) فراست 4) نظر 240- معني «منور» با توجه به عبارت «آن شير بيشته تحقيق ، آن شجاع صفدر صديق، آن غرقه ي درياي مواج ...» چيست؟ (سراسري 79) 1) مهربان 2) دلير 3) پيرو 4) تعليمي 241- کدام گزينه براي کامل کردن عبارت زير، مناسب است؟ (سراسري 79) اشعار پروين اعتصامي از برجسته ترين نمونه هاي شعر... معاصر محسوب مي شود 1) غنايي 2) حماسي 3) توصيفي 4) تعليمي 242- در عبارت «پنج سال ناپديد گشت و در اين مدت بعضي در خراسان و ماوراء النهر مي بود و بعضي به سيستان » از کلمه «بعضي » چه مفهومي دريافت مي شود؟ (سراسري 79) 1) ديگري 2) زماني 3) فردي 4) گروهي
ادامه درس شانزدهم
*توجه به متن زير به سؤالهاي شماره ي 243 الي 246 پاسخ دهيد. «حسين چون از جنيد جواب مسايل نشنيد به ...... آمد و يک سال آن جا بود. قبولي عظيم او را پيدا گشت و او سخن اهل زمانه را هيچ وزن ننهادي تا او را حسد کردند و عمربن عثمان کلي در باب او نامه ها نوشت به خوزستان و احوال او در چشم آن قوم قبيح گردانيد و او را نيز از آن جا دل بگرفت و جامه ي متصوفه بيرون کرد و قبا در پوشيده و به صحبت ايناي دنيا مشغول شد، اما او را از آن تفاوت نبود پنج سال ناپديد گشت».
243- کدام گزينه از متن مذکور ، دريافت مي شود؟ (سراسري 79)
1) بعضي مخالف حسين بودند و از او بدگويي مي کردند 2) حسين از معاشرت با مردم اجتناب مي کرد 3) حسين براي خوشايند مردم، جامه ي متصوفه را کنار گذاشت 4) عمروبن عثمان امه اي در تأييد حسين به خوزستان فرستاد
244- کدام صفت، براي عمروبن عثمان کلي ، مناسب است؟ (سراسري 79)
1) کم توقع 2) خوش بين و خيرخواه 3) تنگ نظر و بدخواه 4) بي اعتنا
245- دليل رفتن حسين به ... چه بود؟ (سراسري 79)
1) اذيت و آزار مخالفان وي به تحريک عمرو 2) بي توجهي و پاسخ نداندن جنيد به پرسش هاي وي 3) بي علاقه شدن وي به جامه ي درويشان 4) نبودن شرايط مناسب براي تبليغ در تستر
246- کدام گزينه درباره حسين دريافت مي شود؟ (سراسري 79)
1) به خاطر ملال حسودان و آزار ايشان و مقابله با عمروبن عثمان به پيش جنيد آمد 2) به همراه مردم عادي به هوسراني و لذت جويي و لهو لعب مشغول بود 3) چون خود را شايسته و برازنده همنشيني با صوفيان نمي ديد،از شرم ، جامه ي صوفيانه را رها کرد 4) مردم او را پذيرا بودند، اما وي به نظر مردم اصلاً عنايتي نداشت
247- باتوجه به متن «دستش جدا کردند، خنده اي بزد پس پاهايش ببريدند ، تبسمي کرد و گفت: بدين پاي ، سفر خاک مي کردم، قدمي ديگر دارم که هم اکنون سفر هر دو عالم کند، اگر توانيد آن قدم ببريد». مخالفان و منکران حلاج، از انجام چه کاري در حق او، عاجز بودند؟ (سراسري 80)
1) اقدام به قتل و اعدام 2) بريدن اعضاي بدن 3) شکنجه و تعذيب جسم 4) تغيير مردم و عقيده ي وي
248- مقصود از جمله «گلگونه مردان خون ايشان باشد» چيست؟ (آزاد 80)
1) دلاور مردان چهره شان را با خون خود مي آرايند 2) مردان فداکار از مرگ نهراسند 3) مردان با خون خود گل هاي زندگي را آبياري مي کنند 4) رونق و زيبايي زندگي از سرخي خون خود دليرمردان فداکار است
249- «صفدر» يعني .... (آزاد 80)
1) دلير 2) باصفا 3) مردم بدکار 4) مرد بسياردان
250- کاربرد کدام ترکيب وصفي، امروز معمول نيست؟ (آزاد 80)
1) منکر بي قياس 2) کارهاي عجيب 3) مردم بدکار 4) مرد بسيار دان
251- بيت «مجو درستي عهد از جهان سست نهاد / که اين عجوزه ، عروس هزار داماد است» با کدام بيت تناسب موضوعي دارد؟ (آزاد 80)
1) برکام دل به گردش ايام دل مبند (کاين چرخ کج مدارند بر آرزو درود 2) مهمان سراست خانه ي دنيا که اندر او / يک روز اين بيايد و يک روز او رود 3) همچو نرگس بگشا چشم و ببين کاندرخاک / چند روزي گل و قامت چون شمشاد است 4) آن که گوند بر آب نهاده است جهان/ مشنو اي خواجه که تا در نگري در باد است
252- کدام گزينه نگر اين سخن حلاج «آن روز که من سرچوب پاره، سرخ کنم ، تو جامه ي اهل صورت پوشي» درباره جنيد است؟
1) جنيد دستار و دراعه در پوشيد و به مدرسه رفت و جواب فتوا نوشت 2) آن روز که ائمه فتوا دادند که او را ببايد کشت، جنيد در جامه ي معتوف بود 3) درزي اهل صلاح و شرع و سنت بود که اين سخن از وي پيدا شد 4) پس مرقع در پوشيد و عزم جزم کرد
253- کدام گزينه بيانگر اين سخن حلاج «آن روز که من سر چوب پاره ، سرخ کنم، تو جامه ي اهل صورت پوشي» درباره جنيد است؟
1) جنيد دستار و دراعه در پوشيد و به مدرسه رفت و جواب فتوا نوشت 2) آن روز که ائمه فتوا دادند که او را ببايد کشت، جنيد در جامه ي تصوف بود 3) درزي اهل صلاح و شرع و سنت بود که اين سخن از وي پيدا شد 4) پس مرقع در پوشيد و عزم جزم کرد
254- در متن «کار او کاري عجب بود و واقعات قرايب که خاص او را بود. که هم در غايط سوز و اشتياق بود و هم در شدت ... فراغ چند غلط املايي وجود دارد؟ (آزاد80)
1) چهار 2) يک 3) سه 4) دو
255- «سنا» تخلص کدام شاعر است؟ (آزاد 80)
1) سنايي غزنوي 2) ملک الشعراي بهار 3) جلال الدين همايي 4) ايرج ميرزا
256- در بيت « گفت: مي بسيار خوردي، زان چنين بي خود شدي / گفت اي بيهوده گو، حرف کم و بسيار نيست» . چرا مست، محتسب را بيهوده گو مي خواند؟ (آزاد 80)
1) چون محتسب تصور مي کمند، مست بسيار نوشيده است 2) چون مست از نوشيدن مي، بيهوش و بي اختيار نشده است 3) چون مست، محتسب را ميخواد مي داند پس سخنش را باطل مي نامد 4) چون محتسب ، توجه ندارد که در اسلام نوشيدن مي به هراندازه حرام است 257- قطعه هاي کدام شاعر بيشتر به صورت مکالمه و گفت و گوست (مناظره) (آزاد80) 1) پروين اعتصامي 2) سنايي 3) انوري 4) شمس کسمايي 258- مفهوم مصراع «گفت: ديناري بده پنهان و خود را وا رهان، تعبيري است از پديده فرموم.... (آزاد 80) 1) سودجويي 2) ثروت اندوزي 3) پنهان کاري 4) رشوه خواري 259- جمله «اسميه» کدام است؟(آزاد 80) 1) اسب بهاري زدور اسب برانگيخته 2) مرغ نهاد و آشيان بر سرشاخ چنار 3) تو داني به بيداد کو شد همي 4) زمي زارديبهشت گشته بهشت برين 260- کدام بيت با ديگر ابيات تناسب معنايي کمتري دارد؟ (سراسري 81) 1) بکام دل به گردش ايام دل مبند/ که اين چرخ کج مدار نه برآرزو رود 2) دست طمع چو پيش کسان مي کني دراز/ پل بسته اي که بگذري از آبروي خويش 3) مجو دوستي عهد از جهان سست نهاد / که اين عجوزه عروس هزار داماد است 4) مهمان سراست خانه ي دنيا که اندرو / يک روز اين بيايد و يک روز او رود 261- عبارت «درويش در آن ميان از او پرسيد که عشق چيست؟ گفت: امروز بيني و فردا و پس فردا آن روزش بکشتند و ديگر روز بسوختند و سوم روزش بر باد دارند با همه گزينه ها به جز گزينه ي ... تناسب معنايي دارد.(سراسري 81) 1) فريب جهان را مخور زينهار/ که در پاي اين گل بود خارها 2) مهين مهرورزان که آزاده اند/ بريزند از دام جا تارها 3) به شادي و آسايش و خواب و خور/ ندارند کاري دل افگارها 4) به خون خود آغشته و رفته اند/ چه گل هاي رنگين به جوبارها 262- بيت «مهمان سراست خانه ي دنيا که اند او/ يک روز اين بيايد و يک روز او رود» با مفهوم کدام بيت ارتباط معنايي بيشتري دارد؟ (سراسري 82) 1) يکي نام نيکو ببرد از جهان / يک رسم بدماند او جاودان 2) جهان را چون رباطي با دودردان / که چون زين درد در آيي بگذري زان 3) جهان چاهي است ... بر سر راه / نشايد مست خفتن بر سر چاه 4) برو اندر جهان تفرج کن / پيش از آن روز کز جهان بروي 263- شعر در همه ي بيت ها به جز بيت ... به بي عدالتي و وضع نابسامان دستگاه حکومت اشاره کرده است؟ (سراسري 82) 1) گفت: نزديک است والي را سراي آنجا رويم / گفت: والي از کجا در خانه ي خمار نيست 2) گفت: اگه نيستي کز سر درافتادت کلاه / گفت: در سر عقل بايد بي کلاهي عارنيست 3) گفت: مستي زان سبب افتان و خيزان ميروي / گفت : جرم راه رفتن نيست، ره هموارنيست 4) گفت: مي بايد تو را تا خانه ي قاضي برم/ گفت: رو صبح آي قاضي نيمه شب بيدارنيست 264- بيت «اي گل به دست مال هوس پيشگان مرو/ مگذار تا ز دست تو اين رنگ و بو رود» با کدام بيت تناسب معنايي ندارد؟(سراسري 82) 1) از بهر دفع غم به کسي گو بري پناه / هم غم به جاي ماند و هم آبرو رود 2) بلبل ما چون کند آهنگ دوري از چمن / آب و رنگ اعتبار از روي گلشن مي رود 3) تو را عزيزتر از آبرو قناعتي نيست / هر آن چه هست تلف ساز و آبرو بگذار 4) مزن بر سنگ پيش سخت رويان افراد بي شرم گوهر خودرا / به هر آيينه ي تاريک منما جوهر خود را 265- امور خارق العاده اي که به سبب عنايت خداوندي از صوفي کامل و واصل صادر مي شود، همچون اخبار غيبي و اشراف بر ضماير، در اصطلاح صوفيه، چه ناميده مي شود؟ (سراسري 82) 1) همت 2) کرامت 3) فتوح 4) غيرت 267- باتوجه به متن در آن روز که ائمه فتوا دادند که او را ببايد کشت، جنيد در جامه ي تصوف بود و فتوا نمي نوشت ... چنان که دستار و دراعه در پوشيد و به مدرسه رفت و جواب فتوا نوشت» علت تغيير جامه ي جنيد چه بود؟ (آزاد 82) 1) با نوشتن فتوا موافق نبود 2) با جامه تصوف نمي توانست فتوا بنويسد 3) جامه ي نخستين کهنه و مندرس بود 4) خوش نداشت با جامه ي تصوف به مدرسه برود 268- در فراست ، يعني ... (آزاد 82) 1) بخشندگي 2) گشاده دستي 3) درستي 4) زيرکي 269- معناي درست کلمات «دامنع ، مورب، لهب، سهو» به ترتيب کدام است؟ (سراسري 83) 1) سازنده- خميده- شعله- خطا 2) آشکار برآمده- غارت- فراموشي 3) بنيانگذار- خميده- پناه- خطا 4) آشکار- برآمده- بازي- آسان 270- جامه ي متصوفه بيرون کرد و قبا در پوشيد و به صحبت ابناي دنيا مشغول شد اما او را از آن تفاوت نبود، يعني .... (سراسر 83) 1) لباس صوفيانه کنار نهاد و جامه ي معمولي به تن کرد و با افراد عادي معاشرت کرد ولي در حال وي تغييري پديد نيامد. 2) هر چند او را از جرگه ي صوفيان راد و براو لباس معمولي پوشاند و با مردم عادي همراه کرد، از رفتار وي آزاده نشد. 3) برايش فرقي نمي کرد که ايشان را از پوشيدن فرقه ي صوفيان باز دارد و با لباس معمولي به معاشرت با ديگران ترغيب کند. 4) لباس از تن صوفي برکند و با جامه ي معمولي خود عوض کرد و به بحث خود با ديگران ادامه داد در حالي که از رفتار وي مکدر نبود 271- در عبارت «حسين منصور جامه ي اهل متصوفه بيرون کرد و به صحبت انباي دنيا مشغول شد اما او را از آن تفاوت نبود» او را از آن تفاوت نبود» چيست؟ (سراسري 83) 1) تفاوتي بين او و ديگران مشاهده نشد 2) از متصوفه کناره گيري نکرد 3) در حالات او تغييري حاصل نشد 4) از همنشين با مردم راضي و خشنود نبود
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۴ ساعت 12:31 توسط ع.فراتی
|
هدف از این وبلاگ: آموزش زبان وادبیات فارسی متوسطه برای دانش اموزان عزیزم و تذکار این مطالب جهت همکاران ارجمندم. «فارسی را پاس می داریم ،زیرا گفته اند/قدر زر،زرگر شناسد،قدر گوهر،گوهری»