لغت

1- «اسليمي»، يعني .......... : اسلامي، طرح‌هايي كه شبيه طبيعت‌اند

2- واژه‌اي مشخص شده در عبارت روبرو به چه معناست؟ «دست معلم از وقب حيوان روان شد.» : وقب: هر فرورفتگي اندام چون گودي چشم

3- معناي «غارب» چيست؟ ميان دو كتف

4- رندانه در عبارت «گريزي رندانه زد كه به سود اسب انجاميد» چه معني مي‌دهد؟ زيركانه

5- «آخره» كدام قسمت بدن اسب است؟ چنبره‌ي گردن

تاريخ ادبيات

7- كتاب «بهارستان» اثر كيست؟ جامي

8- كتاب «اتاق آبي» را چه كسي نوشته است؟ سهراب سپهري

درك مطلب

9- «واپسين سال‌هاي زندگي» به چه معناست؟ سال‌هاي آخر زندگي

10- «رقم زدن» به چه معناست؟ كشيدن

11- معناي «معلم مرغان را گويا مي‌كشيد» چيست؟ معلم پرندگان را واضح و خوب مي‌كشيد

12- اصطلاح «گرته برداري» چه معنايي دارد؟ با خاكه زغال، تصوير چيزي را كشيدن

13- «در بيرنگ اسب، حرفي به كارش بود»، يعني .......... : در طرح اوليه‌ي اسب، مشكل داشت

14- «رو نگاري» چيست؟ از روي طرح يا مشكلي، نقاشي كشيدن

15- معني جمله‌ي «از در ناسازي صدا برداشت» چيست؟ اعتراض كردن

16- «راه دست خودش هم نيست» چه آرايه‌اي را به وجود آورده است؟ كنايه (در آن كار مهارت ندارد)

17- «خلف صدق» به چه كسي گفته مي‌شود؟ جانشين راستين

18- «صورتك به رو نداشت»، يعني ......... : ظاهر سازي نمي‌كرد

19- عبارت «اسب از پهلو، اسبي خود را به كمال نشان مي‌داد»، يعني ......... : كشيدن اسب از نيم‌رخ زيباتر است و تناسب اندام حيوان را بهتر نشان  مي‌دهد

20- معني جمله‌ي «به آن وديعت احتياج دارم» چيست؟ به آن امانت نياز دارم