درس هفدهم : (كلاس نقاشي)
لغت
1- «اسليمي»، يعني .......... : اسلامي، طرحهايي كه شبيه طبيعتاند
2- واژهاي مشخص شده در عبارت روبرو به چه معناست؟ «دست معلم از وقب حيوان روان شد.» : وقب: هر فرورفتگي اندام چون گودي چشم
3- معناي «غارب» چيست؟ ميان دو كتف
4- رندانه در عبارت «گريزي رندانه زد كه به سود اسب انجاميد» چه معني ميدهد؟ زيركانه
5- «آخره» كدام قسمت بدن اسب است؟ چنبرهي گردن
تاريخ ادبيات
7- كتاب «بهارستان» اثر كيست؟ جامي
8- كتاب «اتاق آبي» را چه كسي نوشته است؟ سهراب سپهري
درك مطلب
9- «واپسين سالهاي زندگي» به چه معناست؟ سالهاي آخر زندگي
10- «رقم زدن» به چه معناست؟ كشيدن
11- معناي «معلم مرغان را گويا ميكشيد» چيست؟ معلم پرندگان را واضح و خوب ميكشيد
12- اصطلاح «گرته برداري» چه معنايي دارد؟ با خاكه زغال، تصوير چيزي را كشيدن
13- «در بيرنگ اسب، حرفي به كارش بود»، يعني .......... : در طرح اوليهي اسب، مشكل داشت
14- «رو نگاري» چيست؟ از روي طرح يا مشكلي، نقاشي كشيدن
15- معني جملهي «از در ناسازي صدا برداشت» چيست؟ اعتراض كردن
16- «راه دست خودش هم نيست» چه آرايهاي را به وجود آورده است؟ كنايه (در آن كار مهارت ندارد)
17- «خلف صدق» به چه كسي گفته ميشود؟ جانشين راستين
18- «صورتك به رو نداشت»، يعني ......... : ظاهر سازي نميكرد
19- عبارت «اسب از پهلو، اسبي خود را به كمال نشان ميداد»، يعني ......... : كشيدن اسب از نيمرخ زيباتر است و تناسب اندام حيوان را بهتر نشان ميدهد
20- معني جملهي «به آن وديعت احتياج دارم» چيست؟ به آن امانت نياز دارم
هدف از این وبلاگ: آموزش زبان وادبیات فارسی متوسطه برای دانش اموزان عزیزم و تذکار این مطالب جهت همکاران ارجمندم. «فارسی را پاس می داریم ،زیرا گفته اند/قدر زر،زرگر شناسد،قدر گوهر،گوهری»